نماد اعتماد الکترونیکی

شعری از شاعر فلسطینی "محمود درویش" - ترجمه زهرا ابومعاش

أنا یوسف یا أبي

 

أنا یوسفٌ یا أبي

یا أبي، إخوتي لا یحبونني،

لا یریدونني بینهم یا أبي.

 

یعتدون عليّ و یرمونني بالحصی والکلام

یریدونني أن أموت لکي یمدحوني

وهم أوصدوا باب بیتک دوني

وهم طردوني من الحقل

وهم سمّموا عنبي یا أبي

وهم حطموا لعبي یا أبي

 

حین مرّ النسیم ولاعب شعري

غاروا وثاروا عليّ وثاروا علیک،

فماذا صنعت لهم یا أبي؟

الفراشات حطّت علی کتفيَّ ،

ومالت عليُّ السنابلُ،

والطیر حطت علی راحتيَّ،

فماذا فعلت أنا یا أبي؟

ولماذا أنا؟

أنت سمیتني یوسفاً ،

وهمو أوقعوني في الجُبِّ ، واتهموا الذئب؛

والذئب أرحم من إخوتي...

أبتي ! هل جنیتُ علی أحد عندما قلتُ إني :

رأیت أحد عشرَ کوکباً والشمسَ والقمرَ رأیتهم لي ساجدین؟

 

برگردان فارسی:

 

من یوسفم پدر.

 برادرانم مرا دوست ندارند، پدر!

ونمی خواهند در میانشان باشم.

 

برادرانم آزارم می دهند، سنگ به سویم پرتاب می کنند و زخم زبان می زنند

مرگ مرا می خواهند تا آنگاه مرا ستایش کنند.

درِ خانه ات را به رویم بستند

از کشتزار بیرونم کردند

انگورم را زهر آلود نمودند، پدر !

اسباب بازیهایم را شکستند، پدر!

 

هنگامی که نسیم به آرامی وزید و گیسویم را پریشان کرد،

به من حسادت ورزیدند و بر من و تو شوریدند

پس با ایشان چه کردی پدر جان؟

شاپرکها بر روی شانه هایم نشستند

خوشه های گندم به سویم خم شدند،

و پرندگان بر روی دستانم آرام گرفتند..

مگر من چه کرده بودم پدر؟

وچرا من؟

 

تو مرا یوسف نام نهادی،

و آنها مرا در چاه انداختند و گرگ را متهم ساختند؛

اما گرگ از برادرانم مهربانتر است...

پدر جان! آیا با گفتن این سخن، به کسی ستم روا داشتم ؟

"یازده ستاره و ماه و خورشید را دیدم که در برابر من به سجده افتاده اند"

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت