نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5650
تعداد پست وبلاگ ها:5140
تعداد نظرات وبلاگ ها:9660
تعداد نظرات نشريه:5468
بازديد مطالب نشريه:506522
بازديد اشعار وبلاگ ها:4809355
تعداد کاربران:1499
تعداد وب لینک ها:131
مرتضی برخورداری

مرتضی برخورداری

مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجموعه ها ی شعر مسلخ عشق و نقطه سرخط منتشر شده است

عنوان پست:حال عجیب

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 08 جولای 2017
در غزل

با تو ای عشق دلم حال عجیبی دارد

عاقلی مست که رفتار نجیبی دارد

 

می زند بغض شبیخون به گلویش همه شب

این ستمدیده به لب «ام یجیبی » دارد

 

حال دل حال پدر گشته به هنگام ازل

بی محابا هوس خوردن سیبی دارد

 

جامه ی رزم به تن دارد افسوس به لب

در دل کوچه یقین کهنه رقیبی دارد

 

لشکر دل به هوا خواهی  یار آمد وعشق

قصد افروختن جنگ صلیبی دارد

 

میهمان تو پُر از زخم وترک خواهد بود

بی جهت نیست دلم شوق طبیبی دارد

 

آتش سینه دمیده است زخاکسترو لب

چون زغالی ست که پیوسته لهیبی دارد

 

گوئیا آب نخورده ست تکان از رخ آب

این سرابی ست که آهنگ فریبی دارد

 

آه ای عشق تو هم مرهم و هم درد،عجب

دشت آرام تو طوفان مهیبی دارد

 

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 273 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:شهدای ترور

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 10 جون 2017
در رباعی

این قوم فقط قامت خَم می خواهد

برشانه ی شیعه کوه غم می خواهد

امروز تمام غافلان فهمیدند

این خاک مدافع حرم می خواهد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 253 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:اروند

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 17 می 2017
در رباعی

برشام غریبانه ی او اختر باش

برزخم دلش تومرهمی بهتر باش

گویند به مهمانی  تو آمده است

اروند برای پسرم مادر باش

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 467 1 نظر
آراء این پست

امام هفتم

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 22 آوریل 2017
در غزل

هفتم گوهر از سلاله زهرایی

آیینه ای از شهامت مولایی

 

تو مُصحف نازل شده ای بی تردید

تفسیر محبتی و پُر معنایی

 

موسایی و نیل ظلم بشکسته زتو

در مسلخ عشق مست و بی پروایی

 

هنگام نمازووقت قد قامت عشق

در عرش به زیر شاخه ی طوبایی

 

بدکاره به اخلاص توگر طاهرشد

عیسا نفسی و عروه الوثقایی

 

کی می شود از توگفت شهزاده ی نور

در بخشش و مهر بی گمان دریایی

 

ای شیر نشسته در غُل وبند، یقین

لبریز غروب سخت عاشورایی

 

آن جام پُر از زهر به زندان جفا

سوزاند تورا به غربت و تنهایی

 

باری ست به دوش رهروانت امروز

 در ماتم تو که جنت الماوایی

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 417 0 نظر
آراء این پست

گفتگو

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 28 مارس 2017
در غزل

گفتم که زعشقت شده ام شهره و نامی

در شهر شناسند مرا مردم عامی

 

استاد وفا گشتم و تعریف نباشد

جمعند به درسم همه عشاق تمامی

 

برکوی و گذر صحبت دیوانگی ام هست

گاهی ز ارادت  بفرستند پیامی

 

ابرو به هم آورد وپریشان شدو باخشم

گفتا به ره خویش برو ،عاشق خامی

 

عاشق نبودآنکه بجز صحبت معشوق

محتاج شود بهر دعایی و سلامی

 

بی نام و نشانی  و غریبی ست تب عشق

حتی به مزارت ننویسند کلامی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 421 2 نظر
آراء این پست

ریا

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 07 فوریه 2017
در عاشقانه ها

 

این نقابی ست زتزویر وریا،بردارید

تا به کی شام غریبانه سحر پندارید

 

دامن خشک زمین و نفس داغ بلا

دانه ها خرد و عقیمند که هی می کارید

 

باید این معرکه ها دار مجانین بشود

آخر انکار چه حاصل که همه بیمارید

 

مرغ امین به قفس کرده و دستی به دعا

ابری ازجنس غبار است نخواهد بارید

 

نه چو منصور به حقید و نه عیسا نفسید

فارغ از دار و به گردن شکنی چون دارید

 

رنگ زردی ست به سر تا قدم برگ امید

بس که شلاق خزانید و پی آزارید

 

باغ اخلاص گرفتار تبر های ریاست

تا که برگِرد گل عشق همه چون خارید

 

مطربی مست ِمی و باده برآورد خروش

داغ پیشانی یتان را همه هیچ انگارید

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 540 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:وفا

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 13 نوامبر 2016
در غزل

با تب فاصله ها چهره برافروخته ای
شمع جان را به هواداری دل سوخته ای

عرق از شرم به پیشانی راه آمده است
بس که اندوه خوران دیده بر او دوخته ای

محتکر خوانده تو را سینه و این نیست عجب
زان همه آه جگر سوز که اندوخته ای

ای که مجنون بیابانی وگه کوهکنی
آخر این رسم وفا را زکه آموخته ای

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 900 0 نظر
آراء این پست

قصه ی پُر غصه

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 17 اکتبر 2016
در مناسبتی

آن لحظه ای که ام ابیها به در رسید
آن دم که زهر کینه به عمق جگر رسید
تازه شروع قصه ی غم بود با حسین
در کربلا قصه ماهم به (سر )رسید

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 916 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:بی قرار

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 02 اکتبر 2016
در غزل

 

بیقرار

شب ها که بی قرار توام تار می زنم

گویی که ضجه بر سر آوار می زنم

 

می خوانم از وفای تو هرشب برای ماه

در دل ولی جفای تورا جار می زنم

 

چون نقطه ی فتاده به گرداب دایره

برقلب خسته سوزن پرگار می زنم

 

خواهم که برملا نشود آتش درون

برزخم کهنه مرهم انکار می زنم

 

وقت سحر که آب دوچشم از سرم گذشت

خود را به حکم عشق توبردار می زند

 

وقتی به کینه زلزله ها هم قسم شدند

افتاده بر مزار خودم زار می زنم

 

از خویشتن بریده و با خود غریبه ام

وقتی که مست سجده دم از یار می زنم

 

خونی ست تازه به رگهای خانه  آن زمان

عکس تورا به سینه ی دیوار می زنم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 782 0 نظر
آراء این پست

زیرپا

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 25 سبتامبر 2016
در غزل

زیر پا مانده دلم کاش که کاری بکنید

بی قرار آمده ام فکر قراری بکنید

 

باغ امید مرا آتش غم سوخته است

ای کویری شده ها فکر بهاری بکنید

 

بال وپَر بسته به کنج قفس عشقم و کاش

از قضا و قدرش فکر فراری بکنید

 

خسته از خویشم و از شهر و رقیبان حسود

کاش می شدکه مرا ساکن غاری بکنید

 

من چو سیاره ی جامانده ام از ساحت عشق

گِرد خورشید رُخش فکر مداری بکنید

 

من نخواهم که چومجنون شوم وخانه به دوش

همچو منصور مرا غیرت داری بکنید

 

مصلحت جویی و اندیشه گری در ره عشق

مثل این است که در دیده غباری بکنید

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 817 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:پیری

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 30 آگوست 2016
در رباعی

در ره عشق اگر خون جگر ریخته ایم
با غبار غم هجر تو در آمیخته ایم

دیگرای دوست رمق نیست به نازتوکه ما
آرد را بیخته ایم و الک آویخته ایم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 995 0 نظر
آراء این پست

پیری

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 03 جولای 2016
در غزل

پیری

کم کم این تاب و تب عشق زسر می افتد

قافله از ره و وادی زخطر می افتد

 

کوچه ی عشق که سرهای رقیبان بشکست

در غم بی کسی از شوق گذر می افتد

 

هم به تن جامه ی احرام کند زلف سیه

هم به افسون بتان رمی جمر می افتد

 

تکیه بر تخت زند عقل فراموش شده

دولت عشق به یک توطئه بر می افتد

 

خَم شود قامت و پاییز شود گونه ی سرخ

عقرب از دامن پُر مهر قمر می افتد

 

لشکر دل نشود یاغی چشمان سیه

که کلاه سر و شمشیر کمر می افتد

 

رسم ایام چنین است که بعد از گذری

ارث شیرین پدر سوی پسر می افتد

 

خالی ازرهرو عاشق نشود ساحت عشق

گرچه غم بردل و خونی به جگر می افتد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1004 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:چمدان

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 09 جون 2016
در رباعی

وقتی که به اصرار دلم می خندی

بر رسم میان گلرخان پابندی

یعنی که بهنگام غروبی غمگین

پیمان شکنی و چمدان می بندی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1167 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:عشق

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 31 می 2016
در رباعی

گفتند که جان را زمن خسته ستانند
گر حرف نگفته ست بگویم که بدانند
گفتم چو رسیدند به هنگامه تلقین
در گوش من از عشق بگویند و بخوانند

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1131 0 نظر
آراء این پست

مسافر

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 16 می 2016
در سپید - نیمایی

(مسافر)

بازهم تنگ غروب

سینه ام سنگین است.

 

بازهم رنگ افق

دیده ام رنگین است.

 

حسرتی نیست به جز

شستشوی دل خویش

 

در زلالی همان اشک که از دیده ی اروند روان است هنوز.

 

غصه ای نیست بجز

هجر یاران غریب

 

داغ جانسوزکه در تاریکی

در دل سنگری از بوی جنون

 

در شب حمله ی عشق

بر دلم جا مانده.

 

بازسنگینی بار

 قامتم را خم کرد

باید اما بروم

تا که از یُمن نفسهای همان خاک صبور

قامتی راست کنم.

باید اما بروم.

باید از سنگر دل

با وضو برخیزم

کوله بر دوش کنم

و از آن دشت پُر از مین هوس

معبری باز کنم.

باید اما بروم

چفیه بر دوش کنم

ولباسی خاکی

 باز تن پوش کنم

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1112 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:ظهور

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 07 می 2016
در سایر..

آن زمانی که شفق می دانند
قصه ی عشق به حق می خوانند


آن زمانی که زهجرت سیرند
یا وضو با رُخ گُل می گیرند


در دل سینی هرکس پُر سیب
و فرار از همه نیرنگ و فریب


همه در لذت دل با دگران
و غمی نیست دگر بار گران

همه از شور حنا می بندند
یا که در عیش غزل می خندند


در هیاهوی همین حادثه ها
وز فراسوی همه خاطره ها


شیر مردی ست پُر از آیه نور
و تراویده زاو عطر حضور

که به صد شوق اذان می گوید
و ره صدق و صفا می پوید

 

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1116 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:جدایی ها

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 02 می 2016
در غزل

 

فلک و قامتی که تا مانده ست

وافق غرق خون زپا مانده ست

 

شب رجزخوان و لشکر خورشید

پشت کوهی بلند جا مانده ست

 

باغبانی که مانده در پاییز

و به باغی تبر رها مانده ست

 

دلی از درد و غصه می جوشد

که گل از بلبلی جدا مانده ست

 

و قناری به شکوه می پرسد

کو بهاران، بگو کجا مانده ست

 

چه غریبانه می زند باران

تیشه از کوهکن جدا مانده ست

 

کاری از کس که برنمی آید

یک نفس تا شب دعا مانده ست

 

داد و بیداد از این جدایی ها

عالمی مست و مبتلا مانده ست

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 687 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:مهمانی

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 26 آوریل 2016
در غزل

میهمان

گفته بودی که به چشمان تو دعوت دارم

من به این وعده ی خرمن زده عادت دارم

 

قصه ی سنگ بزرگ است و حدیث نزدن

ور نه سر را هدف سنگ ارادت دارم

 

گرچه دانم نشود لیک به سر آمده ام

حرم چشم تورا میل زیارت دارم

 

بی گمان نهرعسل ریخته در دیده ی تو

که به زبور عسل حس حسادت دارم

 

یا بهاری ست که در آینه چادر زده است

که چنین با نگه ت شوق  وطراوت دارم

 

عاشقی معرکه ی تهمت و بد عهدی هاست

همچو نی ازغمِ عشقِ تو شکایت دارم

 

آنقدر پشت درَت دست تمنا زده ام

که به مهمانِ غمِ هجر تو شهرت دارم

 

گه برانی که میا ،وعده ی ما وقت دگر

گه بگویی که غمِ تیر ملامت دارم

 

تا خدا حق مرا از تو بگیرد هرشب

بر لب از مصحف دل شکوه تلاوت دارم

 

با من خسته ی محنت زده ثابت قدمی ست

تا ابد در قفست قصد اسارت دارم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 654 0 نظر
آراء این پست
0 رای

عنوان پست:قدرت موشکی

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 18 آوریل 2016
در رباعی

جان را بدهیم و قامتی خَم نکنیم

دل در گرو وعده ی مبهم نکنیم

گر کل جهان به روی ما تیغ کشند

از قدرت موشکی یمان کم نکنیم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1027 0 نظر
آراء این پست

بنویس

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 14 آوریل 2016
در غزل

سر تا به قدم مست و پریشان بنویس

محنت زده ای چو پیرکنعان بنویس

 

بیژن شده ام ،زخمی و افسرده مرا

درمانده به چاه کین توران بنویس

 

افتاده ام از نفس،مرا قاصدکی

سرگشته و بی مقصد وحیران بنویس

 

یا گمشده طفلی به مصلای  شلوغ

بی مادر و غرق آه و افغان بنویس

 

چون برگ تکیده ام به شلاق خزان

بی پرده مرا نحیف و لرزان بنویس

 

هم عاقل و دیوانه چو شیطان زدگان

اصلا تو مرا یکسره نادان بنویس

 

درمکتب عاشقان افتاده زپا

پیوسته مرابی سرو سامان بنویس

 

وقتی نرسد دست به خرمای نخیل

ای دوست مرا خدای حرمان بنویس

 

گویند که حاذق تر از او نیست طبیب

بیماری من را غم هجران بنویس

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 983 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:عاشقان

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 10 آوریل 2016
در رباعی

این خطه زخون عاشقان نَم دارد

باران محبتی دمادم دارد

باید بهراسند که این وادی طور

صحرای طبس خط مقدم دارد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 759 0 نظر
آراء این پست

شیطان جهانخوار

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 24 مارس 2016
در سایر..

 

ما وارث آزادگی کرببلاییم

بیگانه ی هرذلت وتسلیم وجفاییم

 

بر آتش افروخته ی کینه خلیلیم

هرگمشده ای را به ره راست دلیلیم

 

در هر نفسی زائر سجاده ی طوریم

از نیل پُراز حیله همه مست عبوریم

 

گر بیم هلاک است به دریا همه نوحیم

در عشق و صلابت به سرافرازی کوهیم

 

سرزنده و عیسی نفس و رستم دستان

درهول و هراسند زما مرده پرستان

 

ما مَرد وفاداری و عشقیم نه تزویر

شیریم و نیفتیم به دام غُل و زنجیر

 

ثابت شده پیمان شما کذب و زبون است

چنگال شما در هوس باده ی خون است

 

یک روز به آرامش و صلحید ودگر روز

لب تشنه ی جنگید وپُرازکینه ی جانسوز

 

تهدید شما حربه ی از کار فتاده ست

ایران پَر کاهی به شما باج نداده ست

 

بر خاک وطن گر زطمع چشم بدوزید

با وسوسه ی متحدان جنگ  فروزید

 

گرپای از این کهنه گلیمت به در آید

با رمی دلیرانه شکوهت به سر آید

 

با مُشت گره کرده ی ما حرف نگفته ست

در خاک وطن فوج ابابیل نهفته ست

 

گستاخی یتان صبر و تحمل برباید

شیران وطن را به تل آویب رساند

 

اول،گذر از پیکر صهیون پلید است

دوم قدم لشکر ما کاخ سفید است

 

آنان که زره با سر انگشت ببافند

با سنگ وطن سینه ی جالوت شکافند

 

وقت است که ظلمت کده را نور بگیرد

شیطان جهان خواره ره گُور بگیرد

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1230 1 نظر
آراء این پست

خیل عشاق

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 05 مارس 2016
در شعرانه

روز اول دست خلاق جلیل

صورتی آورد بر لوح جمیل

 

پرده از خلقت دمی برداشتند

آسمان را در دل گِل کاشتند

 

سجده آوردند بر پایش ملک

قدر او بگذشت از اوج فلک

 

کنت کنزا مخفیا آمد پدید

نفخه ای از عشق در آدم دمید

 

ذره ذره عشق عالم گیر شد

حسن روز افزون او زنجیر شد

 

دوری آمد عشق را افزون کند

عاشقان را تا ابد مجنون کند

 

عاشقان را تیشه بر دوش آفرید

چون خُم می غرقه در جوش آفرید

 

تا که سرها در رهش چون پا شوند

قطره قطره راهی دریا شوند

 

در دل هر قطره دریا دیده ای

برمدار عاشقی چرخیده ای

 

کاروانی آمد از مردان مرد

حیدری رخسار و عباسی نبرد

 

چشمه هایی خسته از مرداب ها

موج هایی از دل گرداب ها

 

نیمه شب ها مست از دلدادگی

بر سر سجاده و پروانگی

 

جسم شان تمار بود و بیقرار

سرخوش از پیمانه های خوشگوار

 

همچو مرغی در قفس، پَر باز شد

هفت شهر عاشقی آغاز شد

 

جان به کف در بزم طنازی شدند

با اجل گرم  رجزخوانی شدند

 

رزم و بزم و جام هایی از جنون

برتن آلاله ها تن پوش خون

 

وه چه زیبا بود وجد و شورشان

سروری و دولت منصورشان

 

کی توان از سوزشان آگاه شد

فارغ از دنیا و خویش و جاه شد

 

ما که در ظاهر چنین وارسته ایم

نفس خود را روز و شب دل بسته ایم

 

از منیت کاش عاری می شدیم

در زلال عشق جاری می شدیم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1261 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:رنجور

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 27 فوریه 2016
در سپید - نیمایی

 

روزگاری سخت است

سخت و طاقت فرسا

گرچه با عشق نسیم قاصدک می رقصد

آبشاری  سرمست

شادمان می خواند

چشمه ای خنده به لب

ازخَم سنگ گران می گذرد

بلبلی راز دلش را به گُلی می گوید

لیک طاقت فرساست

روزگاری سخت است

گرچه در گیجی ابر

قطره هایی عاشق

ازلب پنجره ای بوسه ها می گیرند

ماه در برکه ی خویش سخن از عهد کُهن می راند

ودرختی همه شب تا به سحر

با شباویز غزل می خواند

لیک طاقت فرساست

روزگاری سخت است

این همه زیبایی

لحظه ایی تیره و تار پیش چشمان تو پَر می گیرند

آن زمانی که دلی زار و غمین

از دکانی پُر گوشت تکه ای پوست تقاضا دارد

تا شکم های یتیمانه شبی سیر شود

وبه فحاشی بی درد کسی سنگ صفت

پیش چشمان همه می شکند

یا شبی سرد و غمین

کودکی خسته زتاریکی شهر

میهمان گشته به پسمانده ی افتاده به خاک

خیره گشته ست به یک تکه ی نان

روزگاری سخت است

سخت و طاقت فرسا

و زمانی که شرافت،پاکی

ارزشی قدر هوس های ریالی دارد

این عجب نیست اگر می شنوی

تبری با ریشه

عهدو پیمان اخوت دارد

عده ای فکر فریبند و ریا

دست هایی همه کج

پای اندیشه فرو رفته به گرداب گناه

ومصیب شده مهمان دل رهگذران

کاش باران بزند و بشوردهمه ناپاکی را

که از آن پس

غم همسایه ملاک است نه خویش

حرص و ناپاکی ونیرنگ هلاک است نه خویش

کاش باران بزند

کاش باران بزند

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1216 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:رباعیاتی برگرفته از سخنان رهبر فرزانه در مورد انتخابات

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 24 فوریه 2016
در رباعی


تا خاک وطن زلاله ها رنگین است
تا عشق علی به سینه ها آذین است
باید که به رای خویش اعجاز کنیم
حب الوطن ایینه عشق و دین است

****
مردانگی و شکوه و عزت داریم
برخاک وطن همیشه غیرت داریم
فرموده ی رهبرم گواهی می داد
سرمایه ای از حضور ملت داریم

****
با رای خود آهنگ جنون باید کرد
عزمی به سرای آزمون بایدکرد
با عشق و بصیرتی که دردل داریم
نامحرم از این خانه برون باید کرد
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1111 0 نظر
آراء این پست

لبخند دشمن (برگرفته از سخنان رهبر)

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 10 فوریه 2016
در رباعی

گرچه مرده ست ولی تا به ابد جان دارد

خدعه و حیله به اندیشه فراوان دارد

دلخوش خنده ی دشمن نتوان بود که او

پشت هر خنده بسی کینه ی پنهان دارد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1307 1 نظر
آراء این پست

آل سقوط

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 12 ژانویه 2016
در غزل

 

مردانگی و شکوه و عزت داریم

بر خاک وطن همیشه غیرت داریم

 

سربند حسین نقش پیشانی ماست

عشقی که به اهل بیت و عترت داریم

 

آزاده از آنیم که در ملک علی

از هرچه معاویست نفرت داریم

 

تنها نگذاریم اگر کشته شویم

با عشق ولی دوباره رِجعت داریم

 

ای قوم شکمباره بدانید که ما

حیدر صفتیم و ارج و همت داریم

 

تاریخ گواه عشق دیرینه ی ماست

بی ریشه شمائید که قدمت داریم

 

دیروز منای خون و امروز «نِمر»

از کینه ی این خبیث حیرت داریم

 

هرچند زمان خویشتن داری ماست

در وقت عمل همیشه شدت داریم

 

درمکتب ما طفل زبون است سعود

بر طفل نشسته درس عبرت داریم

 

بر شیر وطن دوباره گر پارس کند

برگردن او طناب خفت داریم

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1390 0 نظر
آراء این پست

رهبر

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 03 ژانویه 2016
در رباعی

ا

از تن برهیدیم و همه جان شده ایم مردانه به پای عهد و پیمان شده ایم کی چشم زمانه همچو ما خواهددید ما رهرو سید خراسان شده ایم

ازتن برهیدیم وهمه جان شده ایم

مردانه به پای عهد و پیمان شده ایم

کی چشم زمانه همچو ما خواهد دید

ما رهرو سید خراسان شده ایم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1393 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:دل دیوانه

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 23 نوامبر 2015
در غزل

دیوانه دل

دیوانه دلم سنگ به تو عین ثواب است

امید به هشیاری تو نقش برآب است

 

در کوچه و بازار چنان شهره ی خلقی

نامت همه جا پرسش وهم ختم جواب است

 

هرلحظه حضور تو چوآهی ست شرر خیز

دردی که قدم های تو لبریز عذاب است

 

با توست غم بی کسی وحسرت جانکاه

ای دشمن هر دوست چه آیین صواب است

 

مجنون زتو آموخت غم دربه دری را

کاین گونه به هر وادیه در بند سراب است

 

ای کاش طبیبی برسد حاذق و عاشق

احوال عمومی دلم سخت خراب است

 

گه کوه گرفتار غرورست و گهی کاه

گه زهر هلال شده  گه باده ی ناب است

 

گفتم که چو دریاست به درگاه تو آرم

آنجا که دل مدعیان در تب و تاب است

 

امواج حضور تو چو برخاست بلم گفت

این دل به سراپرده ی عاشق حباب است

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1252 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:بصیرت ولایی

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 15 نوامبر 2015
در رباعی

سرخوش زمی ناب حقیقت شده ایم
در زمره ی مردان طریقت شده ایم
سرباز ولایتیم و در وادی مکر
باعشق علی اهل بصیرت شده ایم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1067 0 نظر
آراء این پست

انتظار

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 08 نوامبر 2015
در غزل

انتظار

برای دیدنت اگر قلم به نامه برده اند 

 برای یاریت اگر قسم به کعبه خورده اند

 

به نام تو غروب را به کوچه ها کشیده اند 

و ماه رابه کام خود به سینه ها فشرده اند

 

گمان که (نحن نکفی) اند به وقت آزمون عشق 

 به نام نیک تو قسم که بزدلانه مُرده اند

 

به برجشان نگاه کن چو کوفیان بی وفا

     به انتظارمُسلمت نفس نفس شمرده اند

 

حدیث پشت و خنجر است بدین نشانه ها نیا 

   که لشکری هوای دل به پیرهن سپرده اند

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1024 0 نظر
آراء این پست

انتفاضه

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 18 اکتبر 2015
در غزل

 

 

ای ابرهه از خشم ابابیل بترس 

  ازمهلکه ی عذاب سجیل بترس

 

انگار شکوه سال عام الفیل است 

  از شوکت این سپاه بی فیل بترس

 

هریک چوخلیلند به رمی جمرات

      ازاین همه ننگ وکید وتضلیل بترس

 

غوغای تبر به باغ زیتون غم نیست

  از رویش سبز سال تحویل بترس

 

تقدیر ستاره ی شما خاموشی ست 

 از بغض فرات و سرخی نیل بترس

 

فرعون زمانه ،سنگ تاویل عصاست   

  از خشکی بحر و وقت تبدیل بترس

 

درقلب نوار غزه غم می جوشد

   از جوشش خون پاک هابیل بترس

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1079 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:رباعیات

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 01 اکتبر 2015
در رباعی

سعودی ها قدرت هماوردی با ما را ندارند(رهبر فرزانه)

منفورعرب گشته و خوابید هنوز
لب تشنه به دنبال سرابید هنوز
هرچند که دل گرمیتان شیطان است
چون نقش زده بر دل آبید هنوز
***
کفتار عرب پست وزبون خواهد شد
 سرخورده ز روزآزمون خواهد شد
درچهره ی او نور هماوردی نیست
با اذن علی«کن فیکون» خواهد شد

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1221 0 نظر
آراء این پست

عشق

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 30 سبتامبر 2015
در رباعی

بر دفتر عاشقان اگر حک نشویم

از یُمن وجود عشق در شک نشویم

دریا صفتان با دل دریایی خویش

رفتند که ما برکه ی کوچک نشویم

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 985 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:برق نگاه

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 23 سبتامبر 2015
در غزل

عاقبت برق نگاه تو زمین گیرم کرد

چشمه ی آب حیات است ولی پیرم کرد

 

آمدم تا که رها گردم از این قید ولی

خَم گیسوی پریشان تو زنجیرم کرد

 

من که فرهاد نیم تیشه به سر جای دهم

خَم ابروی تو با حادثه درگیرم کرد

 

جان خود را سپری کرده به جنگ آمده ام

ماه دلجوی تو لب تشنه ی شمشیرم کرد

 

سوی صحرای غمم چاه مرا می خواند

حسرت دیدن مصر تو چنین شیرم کرد

 

گرچه امید وفا از تو بعید است ولی

شهره ی شهر شدن بسته ی تقصیرم کرد

 

بی خیال ازغم ایام و دغل بازی آن

مهرتوآمدو دلبسته ی تقدیرم کرد

 

تا به زندان توام لذت آزادی هست

بی تو این دام رهایی زهمه سیرم کرد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1118 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:رباعیاتی برگرفته از سخنان رهبر فرزانه

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 10 سبتامبر 2015
در رباعی

پیمانه به نام بیقراران زده ایم             هی دم زسلاله های باران زده ایم

در دفتر عشق ناممان حک شدنی ست          ما بوسه به شانه ی جماران زده ایم

****

آنان که به گفتگو تمایل دارند          اندیشه ی پنهان چپاول دارند

هرچند که با کسوت میش آمده اند        از خون وطن میل تناول دارند

****

این طبل میان تهی بسی دم دارد          سودای خدا شدن به عالم دارد

با این همه قیل و قال ،ایران بزرگ        صحرای طبس خط مقدم دارد

****

از شام به کشتار سحر می آید            این ناخلف از جانب شرمی آید

شیطان بزرگ است چو از در برود         از پنجره یا راه دگر می اید

****

شیطان که به دل کینه ی آدم دارد          با حیله نظر به سوی عالم دارد

کی می رسد ابلیس به شیطان بزرگ          او غارت و قتل و کینه با هم دارد

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1293 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:بی وفا

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 03 سبتامبر 2015
در سپید - نیمایی

آسمان تار،گلی پژمرده

رود در بستر خود افسرده

پشتم از بار غمی خُم شده است

بر ترک های دلم نام تورا یافته ام

آری آنروز

چوبیدی لرزان

غرق حسرت گفتم

لحظه ای صبرچنین تند مرو

من همانم که دلی داد گرو

و تو با طعنه چنین گفتی هان

ای دل آزار رفیق ای کهنه

منم و دام و یکی عاشق نو

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1128 0 نظر
آراء این پست

گلایه

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 23 آگوست 2015
در سایر..

گلایه

دیگر سخن از پلاک و کوله کافی ست

صحبت زخلوص لاله ها حرافی ست

 

این بدعت تازه ایست ما آوردیم

انگار که تکلیف به جا آوردیم

 

از سیرت لاله ها بسی دور شدیم

با رنگ و ریا و کینه محصور شدیم

 

گفتیم که شب تا به سحر ناله کنان

از پیله جدا گشته و پرواز کنان

 

رفتند که سرمست رهایی بودند

دلخسته زآهنگ جدایی بودند

 

شب ها که سخن زحمله ی فردا بود

در ذکر و نماز عاشقان غوغا بود

 

در مسلخ مین و ترکش و خمپاره

با ذکر حسین جسم شان صد پاره

 

گفتیم و نوشیم و سرودیم چه سود

انگار که چون قصه یکی بود و نبود

 

گفتیم ولی قبیله سر درگم شد

در کوله به جای عاشقی گندم شد

 

آری که چنین بوده و هستند هنوز

از جام ولای عشق مستند هنوز

 

ماییم که در معرکه ی عسر شدیم

مصداق حقیقی لفی خسر شدیم

 

یک شب به هوای کوچشان گریانیم

فردای دگر دوباره سرگردانیم

 

تکلیف نهادند و رهایش کردیم

لبریز فریضه و قضایش کردیم

 

تاکی به ریای خویش دلخوش باشیم

ای کاش که از نسل سیاووش باشیم

 

رفتند که عاشقی رعایت بشود

نی ورد زبان گشته و عادت بشود

 

سر تا به قدم حرف و زبانیم هنوز

با رنگ و ریا در پی نانیم هنوز

 

وقتی که تمام آبرو نان بشود

با هاله حضور ماه کتمان بشود

 

باید زعمل دم زدلیران بزنیم

هرلحظه سری به کوی شیران بزنیم

 

با این همه اسوه کارمان بیداد است

در بغض گلوی کوله ها فریاد است

 

ای کاش هوای سینه طوفانی بود

یا دیده زداغ لاله بارانی بود

 

با سیرت پاکشان صفا می کردیم

بار گنه از شانه جدا می کردیم

 

با کوله و چفیه می توان جاری شد

باید که به کوی عشق و عیاری شد

 

هستند کسانی که رخی تر دارند

باید که پلاک کوله را بردارند

 

آنان که بصیرتی خدایی دارند

دیریست که حسرت رهایی دارند

 

باید به زبان خویش اعجاز کنند

از غربت لاله ها گره باز کنند

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1314 1 نظر
آراء این پست

فاصله

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 09 آگوست 2015
در غزل

فاصله

 

دیده ام در غم تو میل سونامی دارد

سینه ی سوخته ام حسرت خامی دارد

 

حال من الکن زاری ست که در جمع کسان

لب فروبسته و در سینه کلامی دارد

 

لشکری از مغول هجرتو برخاسته است

قصد کشتار من و مردم عامی دارد

 

داد و بیداد از این هجر که در معبر دل

بر سر قافله گردان حرامی دارد

 

این عجب نیست که چون حاتم طایی شده است

بس که هجران تورا عشق گرامی دارد

 

رسم ایام چه وارونه و پست است که عشق

چون طبیبی ست که خود حال جذامی دارد

 

یا غزالی ست که تیمار کند بره و خود

در بر شیر حوادث غم حامی دارد

 

عشق در هجر تووهجر تو لبریز توان

این چنین ضرب کجا میل تمامی دارد

 

هجر تو شهر غریبی ست که با رهگذران

رسم عاشق کشی مردم شامی دارد

 

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1163 1 نظر
آراء این پست

عنوان پست:درحمایت از مردم مظلوم یمن

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 28 جولای 2015
در سایر..

یَمن

برخیز یَمن فصل نشستن به سر آمد

دریا صفتان وقت نبردی دگر آمد

 

خورشید طلوع کرده به اعجاز نفس ها

وقت است که نابود شود جور قفس ها

 

با نام وطن از دل آوار برویید

حلاج صفت زندگی از دار بجویید

 

هنگامه ی َرمیِ جمرات است بیایید

خونخوار عرب در سکرات است بیایید

 

هنگامه ی آتش زدن آل سعود است

برخیز یمن لحظه ی ابراز وجود است

 

این بُرد یمانی ست که بر قامت شیعه است

شب های یمن منتظر صبح و طلیعه ست

 

مُحرِم شده ایم تاکه بدانند که هستیم

ما منتظر منتقم فاطمه هستیم

 

 

بیدادگری شیوه ی شیطان بزرگ است

کفتار سعودی ست که همخانه ی گرگ است

 

نفرین که بجز نسل کشی کار ندارید

از کشتن اطفال یمن عار ندارید

 

در مکتب ما یاری مظلوم عیان است

«آن را که عیان است چه حاجت به بیان است»

 

 

از خاطر خود عهد اخوت که نبردیم

بر دامن بیگانه که سر رانسپردیم

 

هرچند که ما عقده ی پیکار نداریم

از کشتن وحشی صفتان عار نداریم

 

یاران علی گوش به فرمان مرادند

اردوی نخیله ست همه مست جهادند

 

فرمان چورسدکعبه زاصنام بروبیم

برسنگ زمانه سر غدار بکوبیم

 

 

با ابرهه گر لشکری از فیل بسازند

یاران علی فوج ابابیل بسازند

 

این سیل که طغیان زده صنعا وعدن را

چون قطره ی آبی ست دلیران وطن را

 

ما رهرو ماهیم که در آب فتاده ست

یک جرعه به وحشی صفتان باج نداده ست

 

بر دست نشانیم عقیق یمنی را

تا مکه رسانیم اویس قرنی را

 

دریای عدن رنگ عقیق است زکینه

باید بشتابیم به دیدار مدینه

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1277 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:تخت جمشید

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 25 جولای 2015
در غزل

تخت جمشید

رنگ سرخی که به آن چهره برافروخته ام

یا غباری که به گیسوی خود اندوخته ام

 

خستگی های لبی را که ترک خورده زآه

تیر مژگان و زبانی که به غم دوخته ام

 

جامه بغضقدیمی که گلو کرده به تن

هق هق گریه که در نیمه شب آموخته ام

 

لشکر غصه که چون قوم تتار آمده است

ملک دل را که چو قاجاریه بفروخته ام

 

همه از دولت اسکندر عشق است که من

تخت جمشیدم و سر تا به قدم سوخته ام

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1110 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:پدر

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 20 جولای 2015
در غزل

پدر

مِِهرکسی به دلت جا نمی شود              آخرکسی برای تو با با نمی شود

صد بار اگر به بیابان دویده است            مجنون جدا زغصه ی لیلا نمی شود

دربستری فتاده و چشمش به آسمان           درحیرتم که پشت فلک تا نمی شود

عمریست یکی گشته با تخت خستگی          سروی چنین خمیده و تنها نمی شود

غربت نشین خانه و زخمی به یادگار         عاشق بدون زخم که معنا نمی شود

یک شب بیا نفسش را شماره کن            گویی دگر راهی فردا نمی شود

لبریز راز خردلی چه خوب می دانی        آتش  درون  سینه  هویدا  نمی شود

هر لحظه در غم یاران رفته می گرید       از چشم خسته ی او غم جدا نمی شود

در روزگار جنون مست بود ودریا دل        در خون دل نشسته و دریا نمی شود

سروی که تبر قرعه زد به اندامش        در اوج رویش است اگر پا نمی شود

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1068 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:شب حمله

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 13 جولای 2015
در سایر..

شب حمله

تاکنون دیده ای در شب حمله

وقت رفتن کسی تورا گوید

ای برادر دگر حلالم کن

سینه ام را گلوله می جوید

***

دوش در خواب سینه ام زخمی

دست در دست آسمان دادم

در دل دشتی از شقایق ها

در هیاهوی عشق جان دادم

***

و توبا اشک و خنده ای محزون

آسمان می شوی او خورشید

و در آغوش هم،تو می گویی

عمر دست خداست بی تردید

***

خون و خاکستر و ناله و فریاد

دشتی و سروهایی که خوابیدند

و توهم در پی کسی هستی

در دلت غصه ها یی که باریدند

***

پای رفتن چه سخت می لنگد

حسرتی بر دل تو افتاده ست

تا به چشمان خویشتن دیدی

در دل برکه ماه جا مانده ست

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1226 2 نظر
آراء این پست

امام حسن

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 11 جولای 2015
در سایر..

امام حسن

تا نام تو می برم لبم  می سوزد

با عشق تو هر لحظه تبم می سوزد

 

خورشید کرامتی و من هاله ی شب

درنزد توماه وکوکبم می سوزد

 

توسوره ی قدری و شب احیایی

در مذهب تو بولهبم می سوزد

 

در هجر تو آتشم چو صحرای عرب

بی مهر تو شام و حلبم می سوزد

 

با این همه مهربانیت آقا جان

دارد دل و دین ومذهبم می سوزد

 

با درد غریب یت چو لب باز کنم

یکباره زبان و مطلبم می سوزد

 

آمد که به جام خویش دریا ببرد

آن کوزه که در بغض شبم می سوزد

 

یک جرعه پر از آتش و این بار خلیل

با خون جگر در عجبم می سوزد

 

درگوش نسیم خسته تشتی می گفت

هرچند که پای طلبم می سوزد

 

در ماتم اوچو نخل زانو زده ام

کز هرم نفس ها رطبم می سوزد

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1081 0 نظر
آراء این پست

رباعی

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 02 جولای 2015
در رباعی

برگونه شکوه سیب لبنانی داشت         در دیده سپاه عشق پنهانی داشت

هنگام سقوط شهر دل فهمیدم         فرمانده چو قاسم سلیمانی داشت

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1279 1 نظر
آراء این پست

عنوان پست:خدیجه

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 28 جون 2015
در غزل

خدیجه

وقتی که دلش برای بانو می زد

در چشم ترش ستاره سوسو می زد

 

بانوی گل و گلاب ،ایینه و نور

با ذکر لبش پرنده کوکو می زد

 

دریای وفا که ساحل کوثر بود

پا بر سر آسمان مینو می زد

 

از روز ازل سرشت آب و گلشان

آن دم که ملک به عشق زانو می زد

 

بانوی عرب نشسته بربام کمال

برخاک رهش آسیه جارو می زد

 

در محضر او هزار حاتم به سجود

حوا گل عشق او به گیسو می زد

 

شاهی که عدالتش به عالم پیچید

در مکتب او به سجده یاهو می زد

 

عیسا نفسی که در هیاهوی خزان

بر زخم دل رسول دارو می زد

 

در بستر طوفان بلا کشتی دین

بی نور خدیجه سخت پهلو می زد

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1185 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:دریا دلان غواص

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 18 جون 2015
در غزل

(تقدیم به شهدای تفحص شده و غواصان دریا دل)

در دامن خاک خسته ای غوغا شد

یک دسته کبوتر حرم پیدا شد

 

پربسته ولی نشسته برگنبد قاف

سیمرغ دگر به عاشقی احیا شد

 

در منطق خود نوشت عطار بزرگ

در سیر و سلوکشان خدا معنا شد

 

برقامت شط لباس ماتم رویید

هرقطره به گونه های او دریا شد

 

در خاطر خودکنار ساحل می دید

دست و دل و جان عاشقان اربا شد

 

وقتی که به ماهشان شرر می بارید

مضمون تمام روضه ها سقا شد

 

آنگه به دغل کاری کفتار دلان

در چاله ی کینه جسمشان حاشا شد

 

در گوشه ای از خاک ترک خورده ی شط

یک پرده زکربلای غم اجرا شد

 

 از روز ازل نوشت بر قامت دل

روزی که سرای عاشقی برپا شد

 

از جام بلا به کام او خواهم ریخت

آن کس که به بزم عاشقی شیدا شد

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1229 0 نظر
آراء این پست

یمن

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 14 جون 2015
در رباعی

صد بحر عدن عشق و معانی دارند           در معرکه با مرگ تبانی دارند

در مسلخ عشقی که بر افروخته است          یاران علی برد یمانی دارند

*****

برقامت گنبد طلایی خون است          گلدسته به داغ تازه ای محزون است

در سجده نشسته ابن ملجم ،دیریست          پیشانی محراب یمن گلگون است

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1328 0 نظر
آراء این پست

غزل :افسوس

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 09 جون 2015
در غزل

ا

افسوس

تا که افسوس کسی بر دل و جانت جاری ست

حسرت دیدن او بار غمی انگاری ست

 

بی خیال از همه دنیایی وتنهایی تو

در دل عامه فکنده ست که این بیماری ست

 

دوره کرده ست تورا از همه سو آمده است

تویی آن نقطه و غم ها اثر پرگاری ست

 

وقت دلتنگی و گل دادن غم ها به غروب

میروی بر در آن خانه تورا انکاری ست

 

هی بکوبی و کسی نیست که در باز کند

تازه هنگام شکوفایی دردی کاری ست

 

بار چندم برساند به تو همسایه که هی

و بدانی که همه گفته ی او تکراری ست

 

رفته از باغ دگر شاخه گل سرخ نگرد

بودنش بر دل این خانه دگر پنداری ست

 

و تولب تشنه ی دیداری و احساس تورا

می برد درد غریبی که غمی اجباری ست

 

قاب عکسی به دل خاطر تو حک شده است

چهره ی خانه وبی بی که پر از غمخواری ست

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1203 0 نظر
آراء این پست

عنوان پست:درصد

ارسال شده توسط مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری
مرتضی برخورداری متولد 1356 روستای دشتخاک زرند از توابع استان کرمان شغل معلم ،مجم
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 02 جون 2015
در رباعی

دیریست اسیر سود کالا شده ایم          از فضل پدر مقام والا شده ایم

تا دست به دانه های گندم برسد         از تار نخاع پاره بالا شده ایم

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1177 0 نظر
آراء این پست
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت