نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5643
تعداد پست وبلاگ ها:5119
تعداد نظرات وبلاگ ها:9656
تعداد نظرات نشريه:5378
بازديد مطالب نشريه:488555
بازديد اشعار وبلاگ ها:4525667
تعداد کاربران:1499
تعداد وب لینک ها:131
حنظله ربانی

حنظله ربانی

حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال

رباعی انقلاب

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 11 جون 2017
در رباعی

خطاب به دشمنان انقلاب :

این خاک  همیشه لاله گون می ماند
از برکت انقلابیون می ماند

این خِطّه که در خطّ امام و شهداست
از خط زدن شما مصون می ماند

#حنظله_ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 139 0 نظر
آراء این پست

" پاییز "

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 22 سبتامبر 2016
در شعرانه


زرد است نشان و شهرتش " پاییز " است

با آمدنش حیات ، حزن انگیز است


وقتی که تمام هنرش " ریختن " است

پیداست که از طایفه ی چنگیز است


" حنظله ربانی "
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1048 0 نظر
آراء این پست

بعد از تو

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 25 آگوست 2016
در شعرانه

رفتی و پاییزی ترین ایّام حاصل شد

وحشی ترین امواج دریا سهم ساحل شد

 

زیبایی تصویر ها را با خودت بردی

زیبای من !  تصویر ها بعد از تو باطل شد

 

بعد از تو از این ابرها باران که نه ، امّا

هی درد پشت درد پشت درد نازل شد

 

دیگر ندارد رنگ و بوی عشق ، این دنیا

وقتی به کام بخت من زهر هلاهل شد

 

آیینه وقتی علت خاموشی ام را خواست ؛

این اشک ها بارید و توضیح المسائل شد

 

سهراب ! گفتی : « آب ها را گِل نباید کرد»

رفتی ، ندیدی بعد تو این آب ها گِل شد

 

آن قدر بدبختم که در این  نابسامانی

حتی خدا در مرگ هم از بنده غافل شد

 

حنظله ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 808 0 نظر
آراء این پست

دلی لبریز

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 08 فوریه 2016
در شعرانه

اوراق خالی و دلی لبریز دارم

قدّ تمام سال ها پاییز دارم


دار و ندارم را به یغما برد دنیا

یعنی که بختی بدتر از چنگیز دارم


باقی نماند از تو مرا چیزی به غیر از

دفترچه ی خیسی که روی میز دارم


هی اشک می ریزم تو را هی می سرایم

من در سرودن ها چه افت و خیز دارم


هر روز صحبت از تو و نامهربانیتْ

با بوته های سبز ِ در جالیز دارم


از سهم دریای تو من تنها و تنها

موج غم و گرداب رعب انگیز دارم


آدم به آدم می رسد روزی یقیناً

 جایی تو را می بینم و  من نیز دارم


حنظله ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1175 0 نظر
آراء این پست

کم کم زمان واقعه نزدیک می شود

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 23 اکتبر 2015
در بدون مجموعه
کم کم زمان واقعه نزدیک می شود

دنیا به چشم قافله تاریک می شود


« إنّی أعوذُ بِکَ مِــنَ الکَربُ و البلاء »

تیری به دست حرمله شلیک می شود


تا می رسد به گوش عمو بانگ العطش

آشفته سوی علقمه تحریک می شود


دستان پر توان تو ای ساقی حرم!

از تن جدا و فدای " أخیک " می شود


فردا که نینوا سر و پا شور محشر است

این حق و باطل است که تفکیک می شود


نه ! نه ! طلوع مکن ای صبح ! درگذر

دارد زمان واقعه نزدیک می شود



حنظله ربانی



برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 750 0 نظر
آراء این پست

کم کم زمان واقعه نزدیک می شود

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 23 اکتبر 2015
در غزل

کم کم زمان واقعه نزدیک می شود

 

دنیا به چشم قافله تاریک می شود

 

 

« إنّی أعوذُ بِکَ مِــنَ الکَربُ و البلاء »

 

تیری به دست حرمله شلیک می شود

 

 

تا می رسد به گوش عمو بانگ العطش

 

آشفته سوی علقمه تحریک می شود

 

 

دستان پر توان تو ای ساقی حرم!

 

از تن جدا و فدای " أخیک " می شود

 

 

فردا که نینوا سر و پا شور محشر است

 

این حق و باطل است که تفکیک می شود

 

 

نه ! نه ! طلوع مکن ای صبح ! درگذر

 

دارد زمان واقعه نزدیک می شود

 

 

 

حنظله ربانی

 

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 607 0 نظر
آراء این پست

" عشق - ماهی "

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 26 سبتامبر 2015
در غزل

با آن گُلی بازآ که وقت صبحگاهی
بوی خوشش را باااد می آورد گاهی
 
حوض دلم خالیست از ماهی بیا و ُ
پُر کن برایم حوض را از " عشق – ماهی "
 
دلدادگی شاید که کار اشتباهیست
من با تو امّا مایلم هر اشتباهی ...
 
فرقی ندارد در شمالی یا جنوبی
همواره خشکیده ست بی تو هر نواحی
 
من آن پلنگ ْ – افسرده ای هستم که یک ابر
پوشانده بر او صورت زیبای ماهی
 
آشفته ام مانند گنجشکی که خیس است
در زیر باران و ندارد سر پناهی
 
سخت است درک ناله های یک کبوتر
وقتی که بی تاب است در آغوش چاهی
 
اینقدر با خود هی نگو که این گناهست
وَالـلـّه ! شیرین است با تو هر گناهی
 
 
حنظله ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 975 1 نظر
آراء این پست

پایان تو درد است خواهی یا نخواهی

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 16 سبتامبر 2015
در غزل

چشمان تو آمد که تا با هر نگاهی

در هم بکوبد تاج و تخت پادشاهی

 

فرمانده وقتی چشم زیبای تو باشد

می پاشد از هم انضباط هر سپاهی

 

فهمیده ام از ناله های نی لبک ها

از سینه ها خیزد چه سوزی و چه آهی !

 

هر کوره راهی که از آن معشوقه بگذشت

می گردد از دید هر عاشق شاه راهی

 

آباء و اجدادت بسوزد آه ! ای عشق !

پایان تو درد است خواهی یا نخواهی

 

 

 

حنظله ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 933 0 نظر
آراء این پست

مرا به بزم خوشی های دور می خوانی

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 07 سبتامبر 2015
در غزل

مرا به بزم خوشی های دور می خوانی

به سمت درّه ی صعب العبور می خوانی


برای نقشه و طرح شکار من حتّی ،

شبانه قصّه ی بهرام گور می خوانی


دلم خوش است چو ماهی به وسعت دریا

چرا به تــَـــنگی تـــُـــنگ بلور می خوانی ؟


چگونه صبح دل انگیز و روشنی ام را

به سوی ظلمت شب های کور می خوانی ؟


دگر به خیر و عنایات تو امیدی نیست

تویی  که این غزلم را به زور می خوانی


تمام ... شعر و شعار است و خوب می دانم

مرا به بزم خوشی های دور می خوانی


حنظله ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 837 0 نظر
آراء این پست

تو رفتی و همه ی باغ از تو خالی ماند

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 20 جولای 2015
در غزل

تو رفتی و همه ی باغ از تو خالی ماند

نشانه های قدومت به روی قالی ماند


وَ بعد از آن ، من ِ آشفته ماندم و یک دل

دلی که بی تو هدر رفت و آن حوالی ماند


بدون تو به کدامین جهات خیره شوم ؟

بدون تو نه جنوبی و نه شمالی ماند


تمام سهم من از آن وداع آخر بود

« چرا ؟ » ، « چگونه ؟ » که از جمله ی سؤالی ماند


خدا کند برساند خبر به گوشت باد

که بعد رفتن تو ، باغ در چه حالی ماند !!!




94/04/29        حــــنـــــظـــــ

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 779 1 نظر
آراء این پست

از بس که دل ثانیه ها ...

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 04 جون 2015
در شعرانه

از بس که دل ثانیه ها بی تو تپیده ست

هر عقربه با شوق تو از جایْ پریده ست



بازآی و به این ساعت ناکوک نظر کن

عمریست که از دوری تو خیـــــــــر ندیده ست


94/03/12

حـــنــــــظـــــــ

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1054 0 نظر
آراء این پست

دو چشمم نم نم باران و دل دشت کویر امشب

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 17 می 2015
در غزل

دو چشمم نم نم باران و دل دشت کویر امشب
بیا بانو ! مدارا کن ، دو دستم را بگیر امشب

بیا « آرایه ام « باش و بشو زیبای شعر من
تو با من می شوی آیا ، « مراعاتُ النّظیر » امشب ؟

تویی « مرجع » برای « من » ، « تو » و « او » ، « ما » ، « شما » ، « ایشان »
« جدا » نه ، « متّصل » گردان ، مرا بر خود « ضمیر » امشب


نگفتی ، آی ! ماه من ! به دور از چشم های بد
من و تو در کنار هم ، شود امکان پذیر امشب ؟

تمام سهمم از دنیا ،  سرار حال گیری بود
بیا و لااقل دیگر ، تو حالم را نگیر امشب

چرا از « قالب » چشمم ، نمی گیری تو « مضمون » را ؟
بدان که این گلو پیشت ، حسابی کرده گیر امشب

حنظله ربانی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1056 0 نظر
آراء این پست

بادِ گرم ِ کالی

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 07 می 2015
در دوبیتی

سکوت ِ محض و باد ِ گرم ِ « کالی »
بیابان تا بیابان خشکسالی

به امّید همان روزی که آید
تگرگ و ابر و باران این حوالی

* کال : نام روستای شاعر در جنوب فارس

94/02/16
حـنـظــــــ

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 953 4 نظر
آراء این پست

پریشان رویم و بد حال بی تو

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 03 می 2015
در دوبیتی

پریشان رویم و بد حال بی تو
ملولم بد تر از هر سال بی تو

غم ( دوری و درد و دلبر ) ای وای !
همه حرفِ الفبا ( دال ) بی تو


حـــنــــــظــــــ

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 853 0 نظر
آراء این پست

صورتش گل گلی و طعم لبش شیرین است

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 23 مارس 2015
در غزل

صورتش گل گلی و طعم لبش شیرین است
چشم هایش عسلی ، رنگ تنش سیمین است
 
این فرشته که کنون در بغلم جا دارد
هدیه ی ناب خدا ، عیدی فروردین است
 
مومیایی شده گلبرگ تنش ، انگاری
اووو ، آیینه ای از جامعه ی دیرین است
 
انتظار فرجش هم به سر آمد گویا
روز موعود همین روز خوش آدینه است
 
نقطه ی مشترک بین من و قرآن است
قلب ما هر دو همین اسم و این « یاسین » است
 
 
تقدیم به فرزند عزیزم آقا یاسین که چند روز پیش ( جمعه شب ساعت 22 ؛ 4 ساعت مانده به سال تحویل به دنیا آمد ) . سال جدید را به همه ی شما تبریک عرض می کنم .
 

 

برچسب ها: Mr Wizard Abozar Afzali
بازدید: 1068 7 نظر
آراء این پست

گُلِ بدون خار ما

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 16 مارس 2015
در غزل
پرنده پر نمی زند به برزن و دیار ما

 نقاب چهره کی کشد سپهر غمگسار ما

قبای تیره از تنش چو روز در نیاورد                             

لوا به کی کند علم ید طلایه دار ما

دراین سیه زمان ما دگر وزان نمی شود                             

خنک نسیم آشنا به روی اشکبار ما

زمین نفس نمی کشد زداغ هجر آفتاب                              

فلک خموش گشته از خموشی نگار ما

چرا جوان نمی شود جوانه ای درین چمن                         

به باغبان خبر دهید ز حال لاله زار ما

به باغ بلبلی دگر ترانه سر نمی دهد                               

که گوش گل ببایدش ترنّم هَزار ما

به دام گرگ اهرمن چو گلّه ای فتاده ایم                             

نظر نمی کند چرا شبان روزگار ما

پیام لاله ها ببر به کوی دل توقاصدک                             

که زردی رخش شده ز هجر گلعذار ما

اسیر خار خوارگی ز داغ بی گلی شدیم                            

به غمزه ای تو درکش آن گل بدون خار ما

به آب آبروی خود بزن به چهره ی دلم                            

که پر نمی کشد از آن مصیبت غبار ما

دلم چه سبز می تپد به شوق دیدن رُخَت                             

زپشت شب طلوع کن تو صبح انتظار ما

چو بوی گل نهان شدی به باغ سبز انتظار                          

برآی و نوش کن به ما تو شهد خوشگوار ما

به آب اشک دیده ام طلب کنم ظهور تو                            

اگر چه نیست جز گنه درون کوله بار ما

شریک دزد قافله  اگر شدم توساربان                               

فرا گرفته بود مه حیات مرگبار ما

نحیف و ناتوان شدم امید عافیت که نیست                          

جز آن که با نگاه خود کنی علاج کار ما

صدای توبه ی دلم به گوش جان نظاره کن                        

صدا اگر شکسته شد ببخش شاهکار ما

کلام  « حنظل » مرا به محمل دلت بنه                            

شکست عهد خورده ام بگیر دست زار ما
برچسب ها: mahyar sanaei
بازدید: 982 0 نظر
آراء این پست

باران نیامد رفت تا یک سال دیگر

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 13 مارس 2015
در شعرانه
باران نیامد ، رفت تا یک سال دیگر


افسوس ! بد خوردیم ضدّ ِ حال  دیگر


 کی می رسد از « کــُــوش » بادِ آشْنایـی ؟


تا باز بــارانی کند ، احوال، دیگر


کوهِ  « کَلاتْ » افسرده و « لاوَر » پریشان


نزدیک عید و نیست استقبال ، دیگر


بد جور دلتنگت شدیم ؛ آهایْ ، باران !


دستم به دامانت بده ، یک حال دیگر


از « گاوْ بَستْ » آمد صدای ناله ای تلخ


« ای وای ! شادی رفت از این « کال » دیگر ... »


توضیحات :


1- « کال » : نام روستای شاعر ، از توابع بخش اشکنان ، شهرستان لامرد ، استان فارس


2- « کُــوش » : مشرق - « باد کـــُوش » : بادی است که از سمت مشرق می وزد و قُدما بر این باورند که این باد هنگام وزیدن باران با خود به همراه می آورد .


3- « کَـــلات » : نام کوهی است که در دهستان  « کال » قرار دارد .


4- « لاوَر » : نام روستایی است که در دو کیلومتری روستای « کال » قرار دارد و این روستا تا چندی پیش از توابع « کال » محسوب می شد ولی اکنون جزء استان هرمزگان به حساب می آید . این روستا هنگام فصل زمستان به شرطی که توأم با بارندگی باشد بسیار سرسبز می شود و چشم اندازهای زیبایی را به وجود می آورد که باعث هجوم گردشگران زیادی به این مناطق می شود .


5- « گاوْبَست » : نام بلند ترین کوه جنوبی استان فارس می باشد که از دنباله های رشته کوه زاگرس محسوب می شود و در دو کیلومتری این روستا قرار دارد .
برچسب ها: mahyar sanaei
بازدید: 974 0 نظر
آراء این پست

صد شکر ! به دام تو نیفتادم ... اِلهه !

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 12 مارس 2015
در غزل
صد شکر ! به دام تو نیفتادم ... اِلهه !

راضی به لِقا گشتم ، عطا دادم ... اِلهه !


آری ! به گمانت که شدم صید ِ نگاهت


غافل که خودم مکتبِ صیّادم ... اِلهه !


پندار تو این بود که من ساده ترینم


شیرین سخنی بس که نه فرهادم ... اِلهه !


آن شهد لبان و خم گیسوی تو بادا !


ارزانی اغیار که آزادم ... اِلهه !


از مردمک چشم سیه مست تو خواندم


دیوان براندازی بنیادم ... اِلهه !


گر عشق تو بر من نبوَد هیچ غمی نیست ...


بیزار  ز هر آدم شیّادم ... اِلهه !


« حنظل » تو چشاندی به گمانت به من زار


بیدار شو از خواب که قنّادم ... الهه !


حــــــــــــــــــــــــــنـــــــــظـــــــلــــــــــــــــ
برچسب ها: Martyr
بازدید: 864 0 نظر
آراء این پست

بختِ سیاه

ارسال شده توسط حنظله ربانی
حنظله ربانی
حنظله ربانی هستم از استان فارس شهرستان لامرد بخش اشکنان دهستان کال
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 12 مارس 2015
در شعرانه
باز هم سفره ی دل باز شد و پنهانی
باز آمد غزلی تلخ به این مهمانی
صبر هم طاقت این ضایعه را نتواند
این چه دردی است که پیدا نکند درمانی
هدف لرزش پس لرزه ی آن زلزله ام
که رسانده است امیدم به در پایانی
هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد
غم این درد شده سانحه ای بحرانی
هیچ امدادگر و هیچ صلیب سرخی
نکند یاد از این حادثه ، این ویرانی
وای بر بخت سیاه و بد آن گلدانی
که بفهمد خبر مرگ گُل خندانی
بعد یک عمر هم آغوشی و همدم بودن
حال افتادن نعشی به دل دامانی
مرگ دیوی است که با بردن هر محبوبی
ناگهان می شکند قامت هر انسانی
آن غزال غزلم رفت و من گریه کنان
شده ام غرق در این مجلس قرآن خوانی
اشک جاری شده بر پیرهن مِشکی من
مثل ابری که بگرید به شب بارانی
« زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست »
باورش را نتوان کرد به این آسانی
نعمت صبر خدایا به من ارزانی دار
که به بادم دهد این بی سر و بی سامانی
 
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 854 0 نظر
آراء این پست
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت