نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5660
تعداد پست وبلاگ ها:5162
تعداد نظرات وبلاگ ها:9665
تعداد نظرات نشريه:5681
بازديد مطالب نشريه:534277
بازديد اشعار وبلاگ ها:5283643
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131
محمد فرخ طلب فومنی

محمد فرخ طلب فومنی

شاعر و ترانه سرا
مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)

مجموعه غزل "طُرّه های باد" منتشر شد

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 21 نوامبر 2017
در شعرانه

طُرّه های باد
محمد فرخ طلب فومنی
انتشارات آنیما
نوبت چاپ: اول/1396
تیراژ: 1000 نسخه

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 73 0 نظر
آراء این پست

تنورت گرم

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در شنبه, 01 فوریه 2014
در غزل
آتش گرفته دست من از دست های تو

دیدی چقدر زود شدم مبتلای تو؟

آواز باد و نم نم باران و لحن گل

چون نغمه ای خلاصه شده در صدای تو

وقتی حضور ماه نباشد، ستاره چیست؟

خاموش می کنم همه را در ازای تو

وقتی لباس هم به تنت تنگ می شود

پس حق بده که این دل کوچک برای تو...

باید به دور هر کس و هر چیز خط کشید

باید نفس کشید فقط در هوای تو

یک عمر زندگی کن و آنگاه آخرش

با شوق حاضرم که بمیرم به جای تو

آتش بزن عزیز، تنورت همیشه گرم

لطفن قبول کن که بسوزم به پای تو


محمد فرخ طلب فومنی

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 879 1 نظر
آراء این پست

خورشید پشت ابر!

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 22 ژانویه 2014
در غزل

تو که از دیدن هر منظره دلخواه تری

می توانی به نگاهی دل ما را ببری

وصف زیبائی تو در همه جا پیچیده

پرده از چهره بینداز که از ماه، سری

تو بهشتی، که خدا وعده ی آن را داده

روی ما کاش که بگشایی از آن باغ، دری

توئی آن نغمه ی زیبا که به هنگام اذان

از گلوی همه ی مأذنه ها می گذری

چِقَدر ندبه کنان رو به افق خیره شویم؟

کاش می داشت دعامان سر سوزن اثری

مثل هر روز نشستیم بیایی، اما

نوعی از خانه به دوشی است همین بی خبری

بهترین لحظه ی عمر است بیاید روزی

که ببینیم چو خورشید به ما می نگری

 


محمد فرخ طلب فومنی
 
بازدید: 842 2 نظر
آراء این پست

به بوسه ای دل مظلوم را به جا آور!

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 26 دسامبر 2013
در غزل

 

تو آفریده شدی تا که دلبری بکنی

که من غلام تو باشم که سروری بکنی

غلامی تو برایم شبیه یک گنج ست

مباد گنج مرا سهم دیگری بکنی

شدم مریض تو شاید مرا در آغوشت

برای یک شب کوتاه بستری بکنی

سخن بگو که به بوی خوشش مرا هر دم

به سوی خود بکشانی و مشتری بکنی

اگر که خنده کنی، غنج می رود دل من

اگر که اخم...، چه صحرای محشری بکنی

چگونه از تو شکایت کنم؟ خودت باید

برای ریش سفیدان کلان تری بکنی

مرید آن لب و چشمم، مرید آن گیسو

فقط تو لایق آنی که رهبری بکنی

به بوسه ای دل مظلوم را به جا آور

ثواب دارد اگر داد گستری بکنی

 

"محمد فرخ طلب"

 

بازدید: 994 7 نظر
آراء این پست

به خیالت دخیل می بندم، به تو شاید دوان دوان برسم!

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 22 دسامبر 2013
در غزل

 

به خیالت دخیل می بندم، به تو شاید دوان دوان برسم

درد من را فقط تو می فهمی پس چرا نزد دیگران برسم؟

ای که لب هات خوشه های انار، ای که پیراهنت شب یلداست

پشت شب جایگاه خورشید است کمکم کن به صبح آن برسم

گل نازک دل پر از نازم با غم و غصه هات می سازم

سعی کن راه را خلاصه کنی تا به تو تازه و جوان برسم

می شود در کلاس درس شما سر و پا گوش بود و خسته نشد

می شود با مرور چشمانت به فراسوی آسمان برسم

عشق یعنی بهار در راه است، عشق یعنی که من گلی دارم

عشق یعنی تمام عمرم را به گلم مثل باغبان برسم

جای دوری نمی رود بخدا، دست در دست های من بگذار

مثل گنجشک های بی تابم، کاش می شد به آشیان برسم

"محمد فرخ طلب"

 

بازدید: 1097 4 نظر
آراء این پست

از راه رسیده است، در آغوش بگیرید!

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 06 دسامبر 2013
در غزل

 

از راه رسیده است، در آغوش بگیرید

اما تن او نیست که بر دوش بگیرید

تن قسمت گودال و سرش قسمت نیزه

گلبانگ اذان بر سر نی، گوش بگیرید

ای در سرتان کوفه ی تردید بیایید

تا پاسخ خود از لب خاموش بگیرید

خورشید حقیقی رخ او بود و بر این نور

هرگز نتوانید که سرپوش بگیرید

عالم همه خمخانه ای از خون حسین است

از جوشش دریای غمش جوش بگیرید

هرچند عطش داشت ولی ناز نگاهش

ساغر به کف آرید و دمی نوش بگیرید

 

"محمد فرخ طلب"

بازدید: 916 5 نظر
آراء این پست

برخیز از جا لشکری باقی نمانده!

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 05 نوامبر 2013
در غزل

برخیز از جا لشکری باقی نمانده

ای پهلوان جنگاوری باقی نمانده

جان تو و جان حسین و جان زهرا

جز بازوانت یاوری باقی نمانده

مگذار بر هم چشم های روشنت را

جز آن امید دیگری باقی نمانده

لختی بمان ای یل، برای اهل خیمه

جز شانه هایت سنگری باقی نمانده

رفتی و از آن قامت رعنا به غیر از

بی دست و خونین پیکری باقی نمانده

خون می چکد از گوشه ی لب هات عباس

بس کن برادر ساغری باقی نمانده

بعد از تو آتش بود و آتش بود و آتش

از خیمه ها خاکستری باقی نمانده

از تن در آوردند و از انگشت بردند

پیراهن و انگشتری باقی نمانده

بر جان مولایت هزاران زخم گل کرد

دیگر گمانم خنجری باقی نمانده

حالا شبیه تو به خون غلطیده اما

بر پیکرش حتی سری باقی نمانده

ای کاش می شد بیش از این ها می نوشتم

 اما برایم جوهری باقی نمانده

این درد را باید تحمل کرد؛ دیگر

چیزی به روز داوری باقی نمانده

 

"محمد فرخ طلب"

بازدید: 1070 4 نظر
آراء این پست

همینکه دوستت دارم!

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 03 نوامبر 2013
در سپید - نیمایی

همینکه دوستت دارم

در آغوش منی

فرقی نمی کند کجای این جهان باشی

می توانی پنجره را باز کنی

و بی آنکه بدانی

مرا به اتاقت راه دهی

این منم که در تو جریان خواهم گرفت

بی آنکه نامم را بدانی

بی آنکه چیزی در تو تغییر کرده باشد


"محمد فرخ طلب"

بازدید: 992 2 نظر
آراء این پست

شبیه یک کلمه!

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 29 اکتبر 2013
در سپید - نیمایی

با من باش

شبیه یک کلمه

که گاهی نبضم را بگیری

این روزها مانند عطسه ای شده ام

که می خواهی بیاید و نمی آید!

شبیه خاطره ای دور

و تو آنقدر بزرگی

که با اتفاق های کوچک غریبه ای

 

"محمد فرخ طلب"

بازدید: 1440 10 نظر
آراء این پست

طلوع چشم تو!

ارسال شده توسط محمد فرخ طلب فومنی
محمد فرخ طلب فومنی
شاعر و ترانه سرا مجمعه غزل: طُرّه های باد(نشر آنیما)
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 27 اکتبر 2013
در غزل

طلوع چشم تو آغاز راه این غزل است

به من بتاب که خورشید نسخه ی بدل است

حریم پاک تو یک گوشه از بهشت است و

برای داشتنش بین عاشقان جدل است

به پیشگاه تو بایدکه سر فرو دارند

تمام عالم و آدم، هرآن کسی که یل است

توئی و قلب هزاران هزار زائر تو

تو ضامنی و وفایت برایشان مثل است

اگرچه جاه ندارم خوشم که قسمت من

-غلام حلقه به گوش تو بودن- ازازل است

تمام خواسته ام یک نگاه کوچک توست

از آن دو چشم که گویی دو کاسه ی عسل است



"محمد فرخ طلب"

بازدید: 1072 4 نظر
آراء این پست
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت