نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5660
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:528349
بازديد اشعار وبلاگ ها:5110515
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131

حسین منزوی

محمدعلی بهمنی : «اگر بخواهیم غزل بعد از نیما را بررسی کنیم باید بگوئیم که هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) در غزل پلی می‌زند و منوچهر نیستانی از این پل عبور می‌کند و ادامه دهنده این راه حسین منزوی است که طیف وسیعی را به دنبال خود می‌کشد.»

            

 

تولد ۱ مهر ۱۳۲۵ زنجان
مرگ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ تهران


حسین منزوی در مهر سال ۱۳۲۵ متولد شد. شعرهای او بیشتر در زمینهٔ غزل‌سرایی است اما شعر سپید هم می‌سرود.
حسين منزوی را بايد از بزرگترين غزلسرايان معاصر دانست که ضمن وفاداری به ساختار سنتی غزل، در زبان و دايره واژگان نوآوریهای دلنشينی را رقم زد. شعر او بيشتر حول مضامين عاشقانه میچرخد، با اين حال از رویکردهای اجتماعی تهی نيست.
او در سال ۱۳۸۳ بر اثر سرطان ، آمبولی ریوی و ایست قلبی در تهران درگذشت و در کنار مزار پدرش در زنجان به خاک سپرده شد.

زندگی
-
اين شاعر غزلسرا در مهرماه سال ١٣٢٥ خورشيدی در شهر زنجان متولد شد . او در سال ۱۳۴۴ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد. سپس این رشته را رها کرد به جامعه‌شناسی روی آورد اما این رشته را نیز ناتمام رها کرد. اولین دفتر شعرش در سال ۱۳۵۰ با همکاری انتشارات بامداد به چاپ رسید و با این مجموعه به عنوان بهترین شاعر جوان دوره شعر فروغ برگزیده شد. سپس وارد رادیو وتلویزیون ملی ایران شد و در گروه ادب امروز در کنار نادر پورنادر شروع به فعالیت کرد. چندی مسئول صفحه شعر مجله ادبی رودکی بود و در سال‌ نخست انتشار مجله سروش نیز با این مجله همکاری داشت. در سال‌های پایانی عمر به زادگاه خود بازگشت و تا زمان مرگ در این شهر باقی ماند.از او به عنوان پدر غزل معاصر ایران یاد می‌شود.
«
عشق در حوالی فاجعه»، «از ترمه و تغزل»، «از کهربا و کافور»، «از شوکران»، «شکر» و «اين تُرک پارسیگوی» (تحليل و بررسی شعر شهريار)، از مجموعه آثار اين شاعر است.
او بامداد چهارشنبه ١٦ اردیبهشت ٨٣ در سن ٥٨ سالگی براثر بيماری ريوی و عارضه قلبی در تهران درگذشت.

آثار
----
علیرضا افتخاری از غزل‌های وی در آلبوم نسیما (۱۳۷۹) استفاده کرده‌است.

*
از ترمه و تغزل
* حنجرهٔ زخمی تغزل؛ دفتری از شعرهای آزاد و غزل‌های سروده شده از ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۹
* با عشق در حوالی فاجعه- مجموعه غزلی سروده‌ شده از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲
* به همین سادگی (مجموعه شعرهای سپید)
*
از شوکران و شکر؛ مجموعه غزلی سروده‌شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷
* با عشق تاب می‌آورم؛ شامل اشعار سپید و آزاد سروده‌ شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۷۲
* با سیاوش از آتش
* ازترمه و تغزل؛ گزیده اشعار، ۱۳۷۶
* از کهربا و کافور
* از خاموشی‌ها و فراموشی
* این ترک پارسی‌گوی (بررسی شعر شهریار)
*
حیدر بابا- ترجمه نیمایی از منظومه «حیدر بابایه سلام» سروده «شهریار»
*
این کاغذین جامه؛ مجموعه برگزیده اشعار کلاسیک

 

غزل 105

چگونه بال زنم تا به ناكجا كه تویی
بلندمی پرم اما ، نه آن هوا كه تویی
 تمام طول خط از نقطه ی كه پر شده است
 از ابتدا كه تویی تا به انتها كه تویی
 ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه
 از او و ما كه منم تا من و شما كه تویی
 تویی جواب سوال قدیم بود و نبود
 چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا كه تویی
 به عشق معنی پیچیده داده ای و به زن
 قدیم تازه و بی مرز بسته تا كه تویی
 به رغم خار مغیلان نه مرد نیم رهم
از این سغر همه پایان آن خوشا كه تویی
جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا
 كسی نشسته در آنسوی ماجرا كه تویی
 نهادم آینه ای پیش روی آینه ات
 جهان پر از تو و من شد پر از خدا كه تویی
 تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده ای
 نوشته ها كه تویی نانوشته ها كه تویی

شاعر همیشگی عشق «حسین منزوی»

 شاعری است که نامش با عشق در آمیخته. «نام من عشق است، آیا می‌شناسیدم؟» عشق در آثار او که اغلب غزل است، چنان زنده و پویاست که منزوی را به «شاعر همیشگی عشق» بدل کرده است. او خود درباره عشق در غزل می‌گوید: «هرچند پایگاه تغزل را عشق و عاشقی دانسته‌اند، ولی به گمان من، تغزل می‌تواند هر نوع حدیث نفسی را در بربگیرد، حتا اگر اجتماعی و عرفانی باشد.» با این حال، حسین منزوی بی‌تردید از قله‌های غزل معاصر فارسی به شمار می‌آید.
زندگی و آثار منزوی حسین منزوی اول پاییز سال ۱۳۲۵ در زنجان به دنیا آمد. پدرش معلم روستاهای زنجان بود. او در سال ۱۳۴۴وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد و کتاب «حنجره زخمی تغزل»، نخستین مجموعه شعرش در سال ۱۳۵۰ از سوی نشر بامداد به چاپ رسید.
با همین کتاب بود که برنده نخستین دوره جایزه شعر «فروغ فرخزاد» شد. در همین زمان، منزوی وارد رادیو و تلویزیون ملی ایران شد و در گروه «ادب امروز» به سرپرستی زنده‌یاد «نادر نادرپور» به فعالیت پرداخت. چندی بعد، تهیه‌کنندگی برنامه‌های رادیو و تلویزیونی متعددی را برعهده گرفت که از آن میان می‌توان به برنامه‌های «کتاب روز»، «یک شعر و یک شاعر»، «شعر ما و شاعران ما»، «آیینه و ترازو» و «آیینه آدینه» اشاره کرد. علاوه بر برنامه‌سازی‌های منزوی در رادیو و تلویزیون، او در سرایش نزدیک به ۱۵۰ترانه با آوازخوانان و هنرمندان ایران از جمله «داریوش اقبالی» و «محمد نوری» همکاری داشت.
هم اکنون نیز دو آلبوم موسیقی براساس ترانه های منزوی در دست انتشار است. همچنین اشعار او راشهرام ناظری و «علی‌رضا افتخاری» نیز خوانده‌اند. در کنار همه این فعالیت‌ها، وی چندی مسؤول صفحه شعر مجله ادبی «رودکی» بود. در سال نخست انتشار مجله «سروش» نیز با این نشریه همکاری داشت. مسؤولیت صفحه شعر روزنامه محلی «امید زنجان» نیز بر عهده او بود.

در اولین مجموعه شعر منزوی، غزل‌هایی نظیر«دریای شور انگیز چشمانت» هرچند بسیار کم تعداد، خبر از تغییری عمده در غزل فارسی می‌دادند؛ تغییری که می‌توانست آن را به کمال برساند. خود منزوی با اشاره به غزل « لبت صریح‌ترین آیه‌ شکوفایی است» می‌گوید: «نخستین غزلی که از من چاپ شد در حال وهوای تازه‌ای از غزل است.» این غزل درمجله فردوسی سال ۱۳۴۷ منتشر شده است. «از شوکران و شکر»، «عشق در حوالی فاجعه»، «ازکهربا وکافور» ترجمه منظومه ترکی «حیدر بابا»ی «محمد حسین شهریار» به شعر نیمایی، «سیاوش از آتش»، «از ترمه و تغزل»، «به همین سادگی»، «با عشق تاب می‌آورم»، «این کاغذین جامه»، «خاموشی‌‌ها و فراموشی‌ها» و «تغزلی در باران» از دیگر آثار اوست.
چند کتاب دیگر نیز از منزوی در دست ناشران گوناگون باقی مانده که به دلایل نامعلومی هنوز چاپ نشده‌اند. برای نمونه، «دومان» (شعرهای ترکی منزوی)، «صفیر سیمرغ» (شعرهای سی تن از شاعران زنجان از نسل اول تا ششم شعر آن دیار)، «دیوار در متن یک شعر» (بررسی تحلیلی شعر معاصر) و «خونه آقا گنجشکه» (مجموعه داستان کودکان) به این سرنوشت دچار شده‌اند.
منزوی از دید دیگران مرحوم منوچهر آتشى درباره حسین منزوی مى‌گوید: «من با حسین منزوی در جوانی آشنا شدم. او در آن زمان جوانی لاغر و حساس بود که غزل‌هایی درخشان می‌سرود. او بعدها استعداد و توانایی خود را با سرودن مجموعه شعرهایی به اثبات رساند.» وی می‌افزاید: «وقتى غزل‌هاى او را خواندم احساس کردم که فضاى تازه‌اى در غزل‌سرایى ایران به وجود آمده.» آتشى مجموعه اول او را با نام «حنجره زخمى غزل» بى نظیر می‌داند و این خصلت را همچنان در مجموعه دوم هم لحاظ مى‌کند. آتشی اضافه می‌کند: «من حشر و نشر زیادی با منزوی داشتم و او را کسی می‌دانم که برای شاعرشدن آفریده شده بود. درگذشت او غافلگیر‌کننده بود. من رفتنش را باور ندارم و فکر می‌کنم درباره او به بهانه چاپ اثری جدید صحبت می‌شود
زنده‌یاد «م.آزاد» نیز معتقد بود: «حسین منزوى غزل را به شیوه‌اى شبیه به شعر نو مى‌سرود و نظم فاخرى را دنبال مى‌کرد.» علی ‌باباچاهی هم درباره منزوی می‌گوید: «وقتی حنجره زخمی غزل منتشر شد، من از جمله افرادی بودم که نقدی بر آن نوشتم که در مجله تهران مصور آن سال‌‌ها به چاپ رسید. در آن نوشته، نوید دادم که شاعری با طراوت و غنای روحی پا به عرصه گذاشته است. این پیش‌بینی درست از آب درآمد. اما او با وجودی که دستی در شعر مدرن داشت ذوق و قریحه خود را به حوزه غزل هدایت کرد. و به جای این که در حوزه‌های شعر مدرن دست به ابداع بزند از نوآوران عرصه غزل شد
علی موسوی گرمارودی نیز درباره دوست قدیمی خود اظهار می‌کند:«چاپ اولین کتاب شعر منزوی در غزل نو حادثه‌ای بود و آنچه منزوی را به پایه بالایی در شعر امروز رساند، از غزل‌های این کتاب شروع شد.» وی با تاکید بر اینکه منزوی گرچه در قالب قدیمی غزل شعر می‌گفت، اما شاعری معاصر بود. «یکی دیگر از رازهای ماندگاری غزل منزوی عشق است که موضوع تمام غزل‌های اوست و البته موضوع عشق وقتی در غزل ریخته می‌شود، نمی‌تواند به‌ تنهایی معاصر بودن را تضمین کند، بلکه مستلزم نگاه معاصر شاعر نیز هست.» موسوی گرمارودی که از سال ۱۳۴۴ و شروع دوران تحصیلش در دانشگاه با حسین منزوی دوستی داشته، ادامه می‌دهد: «آنچه غزل منزوی را معاصر می‌کند، زبان و بیان ویژه، صور خیال، نگاه متفاوت و مضامین معاصر اوست
همایون خرم  نیز درباره منزوی بیان می‌کند: «هر شاعری در شعر فارسی هر چقدر که آشنایی‌اش با موسیقی بیشتر باشد، شعرش دلنشین‌تر و روا‌ن‌تر خواهد بود. حسین منزوی نیز سخت تحت تاثیر موسیقی بود و این به روانی و موسیقایی بودن کلامش کمک زیادی کرده است
همچنین عباس سجادی  با بیان این که حسین منزوی تئوری مرگ غزل را برهم زد و پلی بزرگ و محکم شد تا شاعران بعد از او بگذرند و خودش به‌عنوان یک پیشرو همیشه خواهد ماند، می‌گوید: «او آنقدر زیبا غزل می‌گفت و تغزل در غزل‌هایش موج می‌زد که شعر سپیدش را تحت‌الشعاع قرار می‌داد.» کامیار عابدی –شاعر- نیز درباره‌ حسین منزوی تصریح می‌کند: «در جریان غزل نویی که در اواخر دهه‌ی ۴۰ و اوایل دهه‌ی ۵۰ وجود داشت، دو شاعر به لحاظ کمیت شاعرانه و انرژی شاعرانه‏ای که مصرف غزل نو کرده‏اند، برجستگی بیشتری یافتند،‌ این دو شاعر حسین منزوی و محمدعلی بهمنی هستند. بنابراین،‌ این‏ها از حیث وارد کردن ذهنیت نیمایی و کمیت آثار خود پیشاپیش دیگران قرار می‏گیرند
محمدرضا روزبه  می‌گوید: «حسین منزوی تصاویر تغزلی را در یک متن زبانی شفاف و جاندار ارائه داد. غزل منزوی گر چه همواره از حیث ذهن،‌ زبان و گرایش‏های فکری با نوسان روبه‏رو بود اما تاثیر بسیاری بر شاعران پس از خود گذاشت و به نوعی فضای تازه‏ای در غزل معاصر ایجاد کرد و جسارتی به غزل‏سرایان جوان‏تر داد
علی‌رضا قزوه –شاعر- در باب اشعار منزوی اظهار می‌کند: «حسین منزوی مرد غزل روزگار ماست، گرچه شعر آزاد و سپید هم بسیار سروده و این قالب‏ها را هم جدی گرفته است. اما این اشعار در سایه‌ی غزل‏های با شکوه او نتوانستند عرض‏ اندامی بکنند. شاعران بزرگ روزگار،‌ افرادی هستند که اشعارشان به صورت مثل رواج می‏یابد. منزوی این خصوصیت را داشت و شعرهایش در زبان مردم جاری شد. حال آنکه یکی از مشکلات غزل امروز ما این است که نمی‏تواند به صورت ضرب‏المثل در حافظه‌ مردم جای بگیرد.» وی ادامه می‌دهد: «روزگار جوانی منزوی از سال‏های ۴۵ تا ۵۷،‌ روزگار رویکرد به مسائل اجتماعی و سیاسی بود.
در آن روزگاری که غزل مهجور بود، کار منزوی و امثال او،‌ کاری کارستان به شمار می‏رفت. امروز غزل گفتن شاید چندان دشوار نباشد، اما در آن دوره،‌ زنده کردن غزل، کاری سترگ به شمار می‏رفت. حسین منزوی در شاخه‌ی غزل عاشقانه موفق بود و غزل عاشقانه نیز تنومندترین شاخه‌ی‌ غزل ماست و از آنجا که جامعه‌ی ایرانی، جامعه عشق است، ذات ما نیز به غزل نزدیک‏تر است.
اما ای کاش منزوی در چاپ آثارش کمی سنجید‏ه‏تر عمل می‏کرد. در اشعارش کارهایی هست که در آن تفکر به چشم می‏خورد و نوعی رندی حافظ‏گونه را به یاد می‏آورد،‌همچنین در این مجموعه‏ها اشعار متوسطی نیز هستند.» سیمین بهبهانی نیز وقتی خبر درگذشت منزوی را می‌شنود، با اظهار تأثر می‌گوید: «هرچند منزوی در مقدمه «از شوکران و شکر» ۱۵صفحه ناسزاهایی به من نسبت داده است، اما من دوستش داشتم و بسیار از رفتنش متأثرم. او غزل بسیار درخشانی داشت اما خودش قدر خود را ندانست.» شمس لنگرودی از راهگشا بودن او در غزل‌سرایی سخن می‌گوید. وی معتقد است اگرچه پیش از منزوی قدم‌های اولیه را فروغ با غزل «چون سنگ‌‌ها صدای مرا گوش می‌کنی/سنگی و ناشنیده فراموش می‌کنی» برداشته است اما راهگشای جدی غزل نو منزوی است. لنگرودی می‌گوید: «غزل منزوی ترکیبی است از زیبایی‌شناسی سینمایی و تمهیدات شاعرانه حافظ
مرگ منزوی، مرگی منزوی
حسین منزوی، مثل شعرهایش زندگی کرد و مثل نامش مرد. او چهارشـنبـه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳، در سـن ۵۸ سالگی‎‎ بــر اثــر عــارضــهقــلـبــی و بـیمـاری‎‎ ریوی در بیمارستانشهید رجاییتهراندرگذشتو در مراسم وداع با مردم زنجان تشییع شد. اما مرگ منزوی هیچ‌گاه باورپذیر نخواهد بود، و اکنون که شصتمین سال‌روز تولدش را گرامی می‌داریم، او با کمک جادوی خیال و عشق در اشعارش زنده است

 

شعر قلعه

 

شهر حصاريان هميشه
و فاتحان هر گز
سگهای پير
و قحبه های بيمار
شهر جنازه های نارس تو در تو
يچيده لا ی کاغذ
افتاده پای ديوار
و کوچه خناق گرفته
از بوی تن ؛ زباله ؛ ادرار

درها دهان ملتمس خانه ها
گوئی
...

نظرات   

 
x
+1 #1 x 1391-09-28 11:36
ممنون خوب دستتون درد نکنه :roll:
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت