نماد اعتماد الکترونیکی

تعداد مطالب نشريه:5660
تعداد پست وبلاگ ها:5152
تعداد نظرات وبلاگ ها:9663
تعداد نظرات نشريه:5597
بازديد مطالب نشريه:528543
بازديد اشعار وبلاگ ها:5114218
تعداد کاربران:1502
تعداد وب لینک ها:131

پست مدرن

قلبم همیشه برنده است

ارسال شده توسط مونا فریدونی
مونا فریدونی
دانشجوی مترجمی زبان و گیتاریست و شاعر مجموعه پیکر سنگی نشر مایا
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 20 اکتبر 2017
در پست مدرن
نمیدانم چگونه است' زمان زبان ندارد


 سختی روزگار امان ندارد


 مغز من گاه توان بلند پروازی ندارد


نمیدانم چگونه است که


 چشمانم میبیند و حس میکند و باور


اما قلبم همیشه برنده است


گذر زمان ، اینجا رنگی بر لب شب ندارد


 شب ماه را میخواباند با سکوت ستاره هایش


ابر به فکر میرودُ


  چشمها بسته می شود


اما قلبم همیشه برنده است، خواب را باور ندار 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 89 0 نظر
آراء این پست

گرداب خونی ویلیس

ارسال شده توسط عزیز کلهر بنیانگذار شعر وحشت ایران
عزیز کلهر بنیانگذار شعر وحشت ایران
ﻋﺰﯾﺰ ﮐﻠﻬﺮ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺩﻭﻡ ﻓﻮﺭﯾﻪ ۱۹۷۵ ﺷﺎﻋﺮ، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ، ﻣﺘﺮﺟﻢ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺍﺩﺑﯽ ﻓﺴﺘﯿﻮﺍ
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 21 سبتامبر 2016
در پست مدرن

دست های من  

در مسیر رگهای تو

با تیغ

ترانه روی  پوست گرده ات می نویسد

ای که از خونریزی روح به تنگ آمده ای

به من بگو

بگو که تا تو

چند تازیانه باقی ست

تا تحمل کنم

رشته رگهای پاره سوخته ی گردنم را

که فریاد را چنگ انداخته اند

 عزیز کلهر در( گرداب خونی ویلیس )

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 951 0 نظر
آراء این پست
0 رای

مرلین

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 03 فوریه 2016
در پست مدرن

چشم از غروب وحشی دیوار می بندم

چشم از هوای مرده با یک دار می بندم

عاشق تر از آنم که بعد از سال ،گیسویت

روی تن این تخت هر شب جات و خالی کرد

بغض از گلویم منفجر شد ، بمبِ باران شد

یک صاعقه ، یک خاطره ابرا رو خالی کرد

نم نم سکوتم غصه ی دیوانگی می شد

بوی بهار از خانه ی همسایگی می شد

حس کرد ، اما شهرمان دیوار برلین داشت

جادوگری می کرد و قصد جان مرلین داشت

علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1171 0 نظر
آراء این پست
0 رای

ماهی قرمزم

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 28 ژانویه 2016
در پست مدرن

با دست های یخ زده
با چشم های غم زده
با قرص های وحشی ام
هرشب به خواب رفت
در حسرتم چرا
می ترسم از ، چرا
عشق کذایی ام
با انقلاب رفت
آشوب بعد مرگ
رگباری از تگرگ
ماهی قرمزم
حالش خراب ، رفت
علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1087 0 نظر
آراء این پست
0 رای

صدا بزن

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 22 نوامبر 2015
در پست مدرن

پشت در ایستاده ای ، من را صدا بزن

از لابه لای اشک هات ، من را صدا بزن

من را صدا بزن تا کمی صدا کنم

باران ترانه ای بی درد و بی صداست

عقلت نمی رسد چه بگویم کجا روم

تقدیر پرسشی بی جواب و چراست

بغض است گلویم که عاشق نمی شود

بغض است جهانم که عاقل نمی شود

حرفی بزن که فراموش کنم تورا

این دل به کار دیگری شاغل نمی شود

منهای من جمع ببند مضارب و

تقسیم کن بین گرگ های گله ات

مجذور تمامی اعداد دفترم

اعشار پریده ام ، از خواب برده ات

ابری به سمت من روانه شد و بهار رفت

از باغ های بی کلاغ ، انتظار رفت

طوفان زد و آشیانه ام خراب شد

سَر بود و انتها به دار رفت

علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 755 0 نظر
آراء این پست
0 رای

تهوع

ارسال شده توسط بنيامين پورحسن
بنيامين پورحسن
متولد 24 دی ماه 1358/نوشهر/کارشناس مهندسی مکانیک
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 25 اکتبر 2015
در پست مدرن

از مشت ما پرنده ی شادی فراری است

تقویم هایمان همه از عید , عاری است

این چندمین هزار شب از بیقراری است؟

امروز روز چندم از این قرنِ ماتم است ؟!

 

آفت شروع می شود از ابتدای برگ

ریشه تمام می شود از اولین تگرگ

روی درخت کنده شده : زنده باد مرگ !

روی درخت کنده شده : کار آدم است !

 

چاقو به قلب دار و ندارت , به باورت

صدها تبر به ریشه ی سست و محقرت

تیر خلاص سمت شپش خانه ی سرت

هر چه زیادتر بزنی باز هم کم است !

 

سم توی جامِ جمجمه ات _ اجتماعِ جیغ! _

بنزین و چارپایه ی سست و  طناب و تیغ

فندک به نامِ نامیِ سوزان ترین حریق ....

اسباب خودکشی همه جوره فراهم است !

 

کار دلت کشیده به باتری , و درهمی

بازیگر سیاه تئاتری , و در همی

"روکانتنِ تهوعِ سارتری*"و در همی

[ _آقا سوا نکن! که سر و مغز در هم است! ]

 

 

توضیح : "آنتوان روکانتن" شخصیت اصلی رمان " تهوع" اثر ژان پل سارتر.

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 832 1 نظر
آراء این پست

تلقین

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 25 فوریه 2015
در پست مدرن

خالی شدن در بغض و تنهایی
بعد از هماغوشی با ساعت
در حال چرخیدن به دور خود
با آدمای نسبتا راحت
حس می کنم توو خواب ، بیدارم
پیش تو می شینم دلم تنگه
تو ظاهرا حال خوشی داری
توی دل من دائما جنگه
هرچی که می گی و بلد می شم
یادت بیارم آخرین بارو
من بودم و خورشید و اندامت
نت های بی آواز گیتارو
خندیدی و دیوونگی کردم
رقصیدی و تب داره کابوسم
هزیان به هزیان متصل میشه
وقتی که لب هات و نمی بوسم
غمگین ترین رویام و می بینم
چشم از جهان درد می بندم
بالاسر معشوقه ای مرده
با حالت دلتنگ می خندم
علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 903 0 نظر
آراء این پست

کودتا

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 26 ژانویه 2015
در پست مدرن

تنها شدن بعد از هم آغوشی ، بعد از مرگ

تنها شدن با هیتلر و یک عالمه نازی

سرباز بدبختی است پشت هر در زندان

آقا بیا نزدیک تر با ما بکن بازی

هی می گرفتم پاچه ی سگ های ولگرد و

زندان پر از دکتر مهندس های مشروطی

آغاز فصل تخم ها و جوجه و پاییز

صرف غذا با آخرین ته مانده ی  قوطی

سیگار پشت دود بنز و اشک و دلتنگی

دیوانگی در حد تیم ملی اتریش

تنها دلم از آدمای شهر بیزاره

از کودتای ملی همراه با ته ریش

راستی حال تو از من بهتره یا من

از دوری تو خودکشی کردم که برگردی

دیدم کسی آن سوی دریاهاست ایستاده

دیدم که بی من رفتی و قصد سفر کردی

علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 912 0 نظر
آراء این پست
0 رای

آلزايمر

ارسال شده توسط بنيامين پورحسن
بنيامين پورحسن
متولد 24 دی ماه 1358/نوشهر/کارشناس مهندسی مکانیک
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در چهارشنبه, 21 ژانویه 2015
در پست مدرن

از مغز من تنها "مداری مجتمع" باقی ست
"سیگنال"ها مغشوش و نامفهوم می آیند
من یک "ربات"م دیگران من را نمی فهمند
[این "دیگران" جز توله ی انسان نمی زایند!]
................
سیگار چندم بود که.....؟[یادم نمی آید]
من داشتم تنهایی ام را دود می کردم
سیگار چندم بود که من داشتم خود را
پاکت به پاکت نخ به نخ نابود می کردم؟

سیگار چندم بود که....شعرم نمی آمد؟
تکلیف من با هر چه غیر از شعر روشن بود
هی می نوشتم هی خودم را پاره می کردم
سطل زباله شاهد جان کندن من بود.

سخت است....پاهایت به پایان می رسند اما
تو بی اراده در همان آغاز می مانی
"تاییس"شعرت شهوت آتش زدن دارد
اما تو مثل فندکی بی گاز می مانی.

توی خودت می ریزی و آبستن شعری
از درد داری واژه ها را گاز می گیری
یک "شات" دیگر راه داری تا که بنویسی
وقتی که از حال خرابت فاز می گیری....
..........
هر بار می خواهد بخوابد قرص کافی نیست
هر بار که... (-این بار حتما آخرین بار است)
کابوس می بیند که امشب هم نمی خوابد
با قرص بیدار و بدون قرص بیدار است.

پهلو به پهلو می شود...( -لعنت به این دکتر!)
چون سایه ای افتاده روی تختخوابی که ↓
آوار دردش را تحمل می کند هر شب.
او همچنان در انتظار آفتابی که ↓

در انتظار آفتابی که نمی آید
بازو به بازوی زنی بدنام خوابیده ست
مردی که در هنجار شهرش نابهنجار است
شهری که پشت پنجره آرام خوابیده ست.

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1131 2 نظر
آراء این پست

فصل نامه

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 13 ژانویه 2015
در پست مدرن

بغض انگشت های من از درد

گونه های کشیده ی فرهاد

آخرین بوسه از لب شیرین

می کنی هرچه بادا باد

جیغ یک زن آنور دیوار

خسته از انتظار بی پایان

می رسد وقت زاییدن

پشت هر سه شنبه ی آبان

مادری شکسته در حمام

شیشه ها را نشان من دادی

گریه کردم تورا بغل کردم

پسرت را دو بار زن دادی

یک نفر شبیه من بود و

یک نفر به جای من خوابید

تا تو را صدا زدم بانو

چشم ها به سمت من تابید

بسته شد پای آسمان به زمین

آخر قصه را که می دیدم

باغ ممنوع خوشگلم بودی

از تو هم سیب دزدیدم

علی رفیعی

 

 

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 906 0 نظر
آراء این پست
0 رای

چیست ؟

ارسال شده توسط مونا فریدونی
مونا فریدونی
دانشجوی مترجمی زبان و گیتاریست و شاعر مجموعه پیکر سنگی نشر مایا
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 28 دسامبر 2014
در پست مدرن
چیست ؟
راز جاودانگیت چیست 
چگونه است که تکرار در تو 
خواستنی میشود 
فریب و سراب است 
اگر تو را رویا و در قصه ها می پندارند 
سنگ دلان و بی دلان همه در جوی تو 
سر به سرایی دارند 
هوس و دلبستگی و عادت همه افکار سبکِ
یاوه گویانِ  در راه توست 
عشق .. 
در همه متون و اشعار حرف از توست 
خود اما در حقیقت نایابی 
ما همه حامی عشق و هادی دل 
دم از خنده زنیم اما همه مکروبه ایم
م.فریدونی 
مکروب : غمگین
برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1262 5 نظر
آراء این پست

شصت

ارسال شده توسط جلال دهقان
جلال دهقان
.جلال دهقان متولد شهرستان کنگاور رشته تحصیلی کامپیوتر تحصیلات مهندسی نرم افزار
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 14 نوامبر 2014
در پست مدرن

********

ازهرچه شصت هست متنفرم

ازدفتر شصت برگ

ازاتاق شصت

ازعدد شصت.......

ازوقتی که ترکشهای

خمپاره شصت

شصت پای چپم را بوسید

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1068 0 نظر
آراء این پست
0 رای

شلیک

ارسال شده توسط جلال دهقان
جلال دهقان
.جلال دهقان متولد شهرستان کنگاور رشته تحصیلی کامپیوتر تحصیلات مهندسی نرم افزار
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در پنج شنبه, 13 نوامبر 2014
در پست مدرن

شلیک کن

ازهمین لوله ها

نفت را شلیک کن

تابفهمند هنوز

گلوله ای در تفنگت باقی مانده است

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 976 0 نظر
آراء این پست
0 رای

جاذبه

ارسال شده توسط امیررضا شریف
امیررضا شریف
امیررضا شریف تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 19 آگوست 2014
در پست مدرن

جاذبه ی چشمان تو را
زمین اگر داشت؛
مرا که هیچ
کل کهکشان را
به سوی خود می کشاند!...

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1185 0 نظر
آراء این پست

زن

ارسال شده توسط علی گودرزی
علی گودرزی
علی گودرزی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 09 جون 2014
در پست مدرن

سلام...خیلی خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم...

این اولین شعریه که میخواستم به سبک پست مدرن بگم...اما نمیدونم پست مدرن شده یا نه...تعبیر صحیحی از پست مدرن ندارم متاسفانه...کسی هم نیست که در این زمینه کمکی بهم بکنه با اینکه علاقه ی زیادی هم به این سبک از شعر دارم ..هرجایی هم که گشتم باید یه مبلغی رو پرداخت میکردم...اما خب ما از آن اونا هستیم که به روی حصیر میخوابیم...ممنون اگه که نقد کوچیک هم به این شعرم بکنید...بعدشم این سایت به این خوبی هم متاسفانه هزینه برداره...اما خب بالاخره باید هزینه هایی که برای صرف هاست و غیره صرف میشه از یه جایی جبران بشه دیگه...ببخشید زیادی حرف زدم...اینم از شعر:

البته وزنش عددیه...ببخشید دیگه...مرسی

"زن"


زنی تکیه بر صدای پریشان خود

مردی تکیه بر زخم های خندان خو

صدای زوزه ی باد در گوش درختان

خیره به دو سیخِ کشیده به دندان خود


صدای ناله ی زنی :

«کمک ، کمک ، کمک»

نگاه مردی به "مرد شدن" های به زور

صدای نعره ی باد و اندوه درختان

دو تا سیخ بر افکاری به حادثه ای مجبور

 

قطع شدنِ به یکباره ناله ی زنی

صدای گریه ی مردی به اصطلاح پاک

غرش های باد و انبوهِ ترس ِ درختان

صدای افتادن ِ دو سیخ خونی در خاک

 

مرسی از همراهیتون

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1099 4 نظر
آراء این پست

خواب دیدم ...

ارسال شده توسط غلامعباس سعیدی
غلامعباس سعیدی
غلامعباس سعیدی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در سه شنبه, 08 آوریل 2014
در پست مدرن

سیر هستی چگونه می دانی مزّه ای را که بوی نان دارد
 

پیر هستی چگونه می فهمی تنشی را که یک جوان دارد


شاخه های درختِ فصلِ بهار قفسی می شود، قفس آری

در نگاه پرنده ای غمگین که نه جفت و نه آشیان دارد


ریسمان و دهانه و افسار در و دیوار را ز جا بکند

نریانی که با تمام وجود شوق دیدار مادیان دارد


فکر کردی تو با خودت یکبار که چرا مسجد محلّۀ ما

مجلس ختم یا عزا هر روز یا که یک روز در میان دارد


چون که در هر دو روز یا هر روز از غم و درد و رنج می میرد

پدری، مادری که می بیند پسر و دختری جوان دارد


اشک می بارد از در و دیوار ناله می جوشد از زمین و زمان

در محیطی که هر چهار نفر پنج مدّاح و روضه خوان دارد


مرگ بر مسجدی که می خواهد مرگ اسلام را مسلمان را

تازه نام مقدسی مثل حضرت صاحب الزمان دارد


گوسفندان عید قربانیم همه در نوبتیم و می شنویم

قصه ای کز شکست و خون دل کارد با مغز استخوان دارد


شاعر فاضل! این چه بی شرمی است جمع کن این دلی دلی ها را

نظری کن به دور خویش و ببین درد دل این و شکوه آن دارد


خواب دیدم امام آمده است سیصد و سیزده نفر با او

این یکی بوی مسجد کوفه آن یکی بوی جمکران دارد


خواب دیدم امام آمده است لنگر کائنات بر دوشش

می کشد از پی اش زمین و زمان بر سر دوش، آسمان دارد


خواب دیدم که مسجد دهمان با صدای بلند می خندد

دور تا دور خویش از هر سو کوچۀ آشتی کنان دارد


هر کسی از چهار سوی زمین سوی او آید و گه برگشت

دستی از گونۀ پرِ پرواز پایی از جنس نردبان دارد


غلامعباس سعیدی

http://ghsaeedi.persianblog.ir/

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1037 2 نظر
آراء این پست

یک استکان شعر

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 30 مارس 2014
در پست مدرن

از بس نگاهم کردی توی عکس

چشمات و با دنیا عوض کردم

رفتی ولی جای تو خالی نیست

من با خودم جات و عوض کردم

من با یه دنیا آرزوی خیس

پروانه ها رو خواب می کردم

دنیا اگر درد زیادی بود

چشمات و کم کم آب می کردم

از اشک های مرده لبریزم

باید که دنیا را بهم ریزم

حالا بیاور استکانت را

دارم برایت شعر می ریزم

علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 943 3 نظر
آراء این پست
0 رای

اما تو را هم دوست میدارم

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در یکشنبه, 02 مارس 2014
در پست مدرن

من خانه ای در مشت طوفانم

طوفان در اعماق زندانم

یک بی خبر از بغض بارانم

آواره ای در قعر فنجانم

اما تو را هم دوست می دارم

دلبستگی هایم کمی سرد است

نفرین این دلبستگی درد است

حالا اگر این عشق نامرد است

شمشیر هم بی روسری مرد است

اما تو را هم دوست می دارم

...

علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 998 0 نظر
آراء این پست

عقرب

ارسال شده توسط علی رفیعی
علی رفیعی
علی رفیعی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در جمعه, 07 فوریه 2014
در پست مدرن

داد دلم از درد تنهایی

دنیا همش دود و خود ارضایی

فریاد های مرد بی واژه

در پیکر آبستن دایی

آغوش های باز و سرگردان

زنجیرهای تیز و بی فرمان

توی سرت قداره می بندند

بالای داره زو کش میدان

عقرب به جای نیش می بوسد

دست تو را هم ریش می بوسد

آزادی شهرم کجا رفته

عاشق تو را تجریش می بوسد

علی رفیعی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 969 0 نظر
آراء این پست

شک

ارسال شده توسط محمودی
محمودی
محمودی تا حالا بیوگرافی خود را ثبت نکرده است.
کاربر در حال حاضر افلاین است.
در دوشنبه, 27 ژانویه 2014
در پست مدرن

انبوه شماره های بی اسم

روی گوشی من 

چشم های مشکوک تو ...

خیره،روی صورت مات من 

جواب های بی ربط من 

شب های غم آلود 

روزهای بی کلام 

... ... ... ... ...

گاهی تنهایی،تنهایی آدم را 

کسی نمی فهمد 

کاش از همه دنیا 

اندکی لحضه تنهایی ...

را داشتیم.

یوسف محمودی

برچسب ها: برچسب گذاری نشده
بازدید: 1081 0 نظر
آراء این پست
«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت